جلال جلالى زاده
81
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
شدهاند . مانند سببيت زوال براى نماز ظهر و عقد به نسبت تحقق مالكيت به وسيلهى آن . أمير المؤمنين فى الحديث : بر كسى اطلاق مىشود كه در زمان خود در حفظ و درايت ، مشهور و از دانشمندان و پيشوايان عصر خود باشد . افرادى مانند ابو الزناد ( عبد الرحمن بن عبد اللّه ) ، شعبه بن الحجاج ، سفيان ثورى ، مالك بن انس ، بخارى و ديگران داراى اين لقب بودهاند و آنان از برجستگان و سرآمدان اين علم بودهاند كه علما و ائمه و جمهور مسلمين بر امامت ، فضل و مرتبهى آنان گواهى دادهاند . انشاء : گاهى بر فعل متكلم و بر ايجاد چيزى كه مسبوق به ماده و مدت است ، اطلاق مىشود و نيز بر كلامى كه نسبتى در خارج ندارد كه با آن مطابقت داشته يا نداشته باشد اطلاق مىشود . جملهاى كه احتمال صدق و كذب ندارد ، و شامل امر ، نهى ، استفهام ، ندا ، تمنى و تعجب مىشود . باب ديگرى در نزد اصوليان وجود دارد و آن عقد و ايقاع است ، اولى مانند انشاء عقد بيع و اجاره و نكاح و مانند آن است مثل بعت و اشتريت و آجرت و أنكحت و دومى مانند صيغه طلاق و تحقق و وقف مثل « فلانة طلاق » . إنساء : نسخ ، يعنى باطلكردن حكمى و حكم ديگرى را جايگزين آنكردن و إنساء ، يعنى باطلكردن حكمى بدون جايگزينكردن آن . إنعكاس : يعنى هرگاه معرّف باشد ، تعريف هم موجود است . هرگاه علت نباشد ، حكم هم نيست و إطراد آن است هرگاه علت باشد ، حكم نيز موجود است . انعكاس يكى از شرطهاى صحت علت در نزد اكثر علماى اصول است و برخى آن را دوران عدمى مىنامند . إنقراض العصر : يعنى همه كسانى كه در وقت وقوع حادثه مجتهد بودهاند ، پس از اتفاق بر حكم مرده باشند . إنتقال : انتقال از علت يا حكم به علت يا حكم ديگرى است و از اعتراضات بر قياس شمرده مىشود و چند قسم است : 1 - انتقال از علتى به علت ديگر براى اثبات علت اول و اين كار در ممانعت متحقق مىشود ؛ چون سؤال