جلال جلالى زاده

72

مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )

مستفتى : كسى كه حكم مسأله‌اى را مىپرسد . إفراط : تجاوز از حد در سخن يا عمل مشروع . إفساد : بر معناى فساد كه از خطاب الوضع است و بر معناى خاص ديگرى كه عدم احتجاج است اطلاق مىشود . مانند « هذا يفسد العلة » يا « مفسد للعلة » يعنى از استدلال به آن منع مىكند . أفعال الرسول : يعنى اعمالى كه از سوى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم انجام مىشوند ، كه بر سه قسمند : يكم ، افعال جبلى كه اعمال فطرى و سرشتى انسانند ، مانند نشستن ، برخاستن ، خوردن و نوشيدن . دوم ، اعمالى كه مخصوص آن حضرتند ، مانند مباح بودن روزه‌ى وصال . سوم ، اعمالى كه از اين دو دسته نيستند و ديگر افعال پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را شامل مىشوند . كارهايى كه پيامبر انجام داده در مقام پيامبرى يا بشر بودن يا قاضى يا حاكم يا مفتى بوده است . افعال پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر مباح بودن دلالت مىكنند ، ولى بر واجب بودن آن‌ها بر مسلمانان مادامى كه دليلى بر اراده‌ى الزام نباشد ، دلالت نمىكنند . حنفيه گفته‌اند : افعال پيامبر مانند اوامر اوست . ديگران و برخى از شافعيه گفته‌اند : كه افعال متوقف بر دليل است ؛ هرفعلى كه دليل بر وجوب آن باشد ، واجب است و هرفعلى كه دليل بر مندوب يا مباح بودن آن باشد ، مندوب يا مباح است . بقيه‌ى شافعيه و ظاهريه گفته‌اند : افعال پيامبر واجب نيستند ، بلكه تنها پيروى از او مستحب است . إقتضاء : إقتضاء از باب افتعال از قضى يقضى ساخته شده است و اقتضاء به معناى طلب است هم براى عقلا و هم براى غير عقلا به كار مىرود و در اصطلاح مراد از آن طلب است : طلب فعل و طلب ترك . اگر كلمه‌ى دلالت به آن اضافه شود ، معناى ديگرى مىدهد . آن‌چه كه از خطاب تكليف از طلب يا ترك يا تغيير فعل خواسته مىشود . دلالت بر چيزى به‌طور مطلق : الأمر يقتضى الوجوب ، يعنى يدل على الوجوب . اقتضاء ضعيف‌تر از ايجاب است ؛ زيرا هرگاه حكم به وسيله‌ى اقتضاء ثابت شود ، گفته نمىشود واجب است ، بلكه گفته مىشود مقتضى است .