جلال جلالى زاده

7

مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )

پيش‌گفتار اهميت هرعلمى را يا با موضوع آن ، مىسنجند يا در استفاده‌اى كه آن علم در حوزه‌هاى مختلف براى ديگر علوم دارد . اصول فقه يكى از دانش‌هايى است كه از نظر موضوع كه ادله‌ى اربعه و احكام مستنبط از آن‌ها از ارزش‌مندترين دانش‌ها به شمار مىرود ؛ زيرا به گواهى دانشمندان مسلمان ، اصول فقه يكى از علوم ابزارى است كه هيچ حقوق‌دان و قانون‌گذارى از آن بىنياز نيست . علمى كه عقل و وحى را درهم آميخته و دليل و اثر را باهم ممزوج ساخته و شخص را از تقليد و پيروى كوركورانه رهانيده و مشعل اجتهاد را در طول تاريخ همچنان فروزان نگه داشته است علمى كه به تبيين كتاب خدا و قانون اساسى مسلمانان مىپردازد و عام و خاص ، مطلق و مقيّد و مجمل و مبين را توضيح مىدهد و چگونگى بيان عبارت‌هاى مختلف را بر مخاطبان تسهيل مىسازد ، شخص را در تفهيم و تفهم مسلط و چيره مىسازد و او را حتى در ديگر علوم قدرت زيادى مىبخشد و با آشنايى با اقسام حديث در تعادل و تراجيح مهارت مىيابد و دست كج‌انديشان و بددلان را از دامن سنت نبوى كوتاه مىنمايد . از طريق اصول فقه روش‌هاى گوناگون را در استنباط احكام مىآموزد و با آشنايى با منابع متنوع ، دروس تسامح و تساهل را مىآموزد و از تعصب و افراط و تفريط دست مىكشد . در اصول فقه است كه فرد با اجماع و خرد جمعى آشنا مىشود و از تك‌روى و منيت دست مىكشد و با استفاده از قياس و اجتهاد به رأى ، به ديگر نظرات و ديدگاه‌ها احترام مىگذارد و متناسب با مقتضيات زمان و مكان مصالح عمومى را در نظر مىگيرد و