جلال جلالى زاده
61
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
وضع شده است ، مانند انسان . فرق بين جنس و اسم جنس آن است كه جنس بر اندك و بسيار اطلاق مىشود ، مانند آب كه بر قطره و دريا اطلاق مىشود . اما اسم جنس تنها بر يك چيز بر سبيل بدليت اطلاق مىشود ، مانند واژهى مرد . پس هرجنسى اسم جنس است ، ولى هراسم جنسى جنس نيست . دربارهى اسم جنس دو ديدگاه وجود دارد : اولى كه براى ماهيت با قيد وحدت غير معين وضع شده است كه فرد منتشر ناميده مىشود و ابن نظر زمخشرى و اين حاجب است ، و دومى براى ماهيت همانگونه كه هست وضع شده است . موضوعله در مذهب اول ماهيت به شرط شيئى و بنابر مذهب دوم ماهيت لا به شرط شيئى ناميده مىشود . إسم شرعى : اسمى كه در شرع بر خلاف آنچه كه در لغت براى معنايى وضع شده ، به كار رود . إسناد : نسبت دادن سخن به گويندهاش . سخن محدث كه بگويد : حدثنا فلان عن فلان عن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، سلسلهى راويان حديث . اسناد بر دو قسم است : 1 - عالى 2 - نازل . عالى آن است كه واسطهها در بين راوى حديث و بين پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اندك باشند . يعنى اگر حديثى با دو سند از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت شده باشد ، راويان يكى اندك و ديگرى بسيار باشند . اولى عالى الاسناد و دومى نازل الاسناد ناميده مىشود . مثل حديث بلندكردن دستها در هنگام ركوع كه از طريق اوزاعى و ابو حنيفه روايت شده ، واسطهها در اوزاعى در مقايسه با ابو حنيفه كمتراند و برخى از اصوليان حديث اوزاعى را ترجيح دادهاند . اشاره : در تفهيم معنا مترادف نطق است . هرگاه در عربى با حرف على استعمال شود ، اشاره با رأى است و هرگاه با الى استعمال شود ، مراد از آن اشاره با دست است . در نزد اصوليان : دلالت لفظ بر معنا بدون اينكه سياق كلام بر آن دلالت كند ، فحوى الخطاب ناميده مىشود . مانند آيهى وَ عَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ كِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ كه حرف له