جلال جلالى زاده
43
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
إجماع صحابه : يعنى اگر صحابهى پيامبر بر هرامرى از امور اتفاقنظر داشته باشند ، حكم شرعى است : يعنى به سبب شهرت و انتشار آن در حضور پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم صحابه نيازى به نقل آن با نص صريح ندارند ، بلكه اجماع آنان بر اين امر به مثابه نص است . إجماع المصرين : يعنى دو شهر بصره و كوفه . اجماع اهل اين دو شهر به سبب اين است كه موطن صحابه بودهاند و مبناى آن بر عرف است . اجماع اهل حل و عقد ، عبارت از توافق اهل حل و عقد از امت پيامبر در يكى از زمانها بر حكم واقعهاى است . مراد از اهل حل و عقد ، يعنى كسانى كه در حكومت ، مسؤولان رده بالا هستند . گاهى مجتهدند و گاهى مجتهد نيستند و دليل قاطعى مانند اجماع مجتهدان بر آن نيست . إجماع استقرايى : يعنى در اقوال همهى علما تتبعكردن و مخالفى را نيافتن و اين نياز به استقراى اقوال همهى مجتهدان دارد و امكان آن بسيار دشوار است . اجماع امت : كه مراد از آن امت پيامبر است و طرفداران اين اجماع برآنند كه نصوص قاطعى در اثبات اين اجماع وجود دارد و كاشف از دليل است ، اما نصوصى كه دراينباره روايت شدهاند ، يا قطعى الثبوت و ظنى الدلاله و يا ظنى الثبوت و ظنى الدلاله هستند و نمىتوانند اثباتكنندهى اجماع باشند . إجماع بر اصل تعليل : اصوليان در اينكه حكم شرعى معلل به علتى است متفقند ، ولى در تعيين علت اختلاف دارند ، مانند داستان شخص اعرابيى كه با زنش در ماه رمضان مقاربت كرده بود كه در تعيين علت وجوب اختلاف دارند ، برخى علت وجوب كفاره را هتك حرمت ماه رمضان با هرمفطرى مىدانند و هركس كه عمدا افطار كند ، هرچند بدون جماع باشد ، بايد كفاره دهد كه حنفيه و مالكيه به آن قايلند ، دستهى ديگر علت وجوب كفاره را هتك حرمت ماه رمضان تنها به سبب جماع مىدانند و اين نظر شافعى و حنابله است . إجماع محصل : اجماعى كه مجتهد از طريق حس و جستوجو كسب مىكند ، نه از طريق نقل و سماع .