جلال جلالى زاده
40
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
مسأله قول ثالثى را ابراز كند كه براى مادر يكسوم تركه با شوهر و يك سوم بقيه را با زوجه ببرد ، اين اجتهاد ، اجتهاد مركب است . اجتهاد مستقل : كسى كه ابزارهاى اجتهاد را بهطور كامل بر طبق اصول و روشهاى غير تقليدى داشته باشد و اين براى رسيدن به معانى موردنظر در نصوص دينى يا براى تطبيق اين مفاهيم در زندگى است مثل اجتهاد ائمه اربعه . اجتهاد مطلق : كسى كه ابزارهاى اجتهاد را بر طبق اصول و روشهاى يكى از ائمه مجتهد مستقل داشته باشد ، مانند شيبانى و نووى . اجتهاد معتبر : اجتهاد كسى كه داراى ابزارهاى اجتهاد معتبر در يكى از عصرها باشد . هراجتهادى كه از مجتهد مستقل يا مطلق صادر شده باشد معتبر است . اجتهاد مقاصدى : به كار گرفتن مجتهد توان خود را براى كشف مقاصد عمومى ، خصوصى ، كلى ، جزيى ، اصلى و تبعيى كه به سبب متون دينى تنظيم مىگردند ، به خاطر تحقق رابطه و انسجام بين الفاظ متون دينى و اهداف كلى . اجتهاد مقيد : اجتهادى كه از سوى مجتهد بر طبق اصول مذهب معينى به قصد دفاع از آراى پيشواى مذهب و اجتهادات امام صورت گيرد . اجتهاد ناقص : نظر عجولانه ، ناقص و غير اصولى هنگام استنباط حكم حادثه يا ارادهى فهم معناى يكى از متون دينى . إجزاء : أجزاء و أجزأه الشىء ، هرگاه كفايت كند ، بىنياز كردن . مجزئى يا مجزى بودن فعل در اصول فقه يعنى انجام دادن فعلى كه در عدم درخواست مجدد فعل كفايت مىكند ، يعنى انجام فعل در وقت خود يا پس از آنچه اينكه خللى در آن بوده يا نبوده باشد كه شامل ادا ، قضا و اعاده مىشود . برخى آن را موجب ساقط شدن قضا مىدانند . اما إجزاء زمانى است كه اگر مكلف ، مأمور به را به گونهاى كه شارع طلب كرده است انجام دهد تكليف از او ساقط مىشود و إجزاء بهطور قطع متحقق مىشود .