جلال جلالى زاده
33
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
نكرده باشد و فرد نسبى ناميده مىشود . مانند حديثى كه مالك از نافع از ابن عمر روايت كرده باشد . سپس از مالك يك نفر و از نافع گروهى روايت بكنند كه به نسبت روايت از مالك غريب و به نسبت روايتكننده از نافع مشهور است . خبر واحد در تقسيم ديگر به مقبول و مردود تقسيم مىشود . 1 - مقبول : آن است كه صدق و ثبوت آن در نفس الامر به سبب شامل بودن بر صفاتى كه مفيد آن است ترجيح داده مىشود كه صفات قبول ناميده مىشوند و به آن عمل مىشود . ( صفات قبول يا شروط آن عبارتند از : اتصال سند ، عدالت راوى ، حافظه ، خالى بودن از شذوذ و علت ) كه بر چهار قسم تقسيم مىشود : صحيح لذاته ، صحيح لغيره ، حسن لذاته و حسن لغيره . 2 - مردود : آن است كه صدق و ثبوت آن در نفس الامر به سبب نداشتن صفات مورد قبول ترجيح داده نشده و به آن عمل نمىشود . شامل معلق ، مرسل ، منقطع ، مدلس ، خفى ، موضوع ، متروك ، منكر ، معلل ، مدرج ، مقلوب ، مضطرب ، مصحف ، محرف و مبهم مىشود . ألافة السماويه : عارضهاى ناگهانى كه انسان در ايجاد آن نقشى ندارد ، مانند جنون ، سيل ، سفاهت و عوارض كه به نام عوارض آسمانى شناخته مىشوند ( عوارض اهليت ) . آية : نشانه ، عبرت آنچه كه موجب علم قطعى و يقين مىشود ، مانند نشانههاى پيامبران و معجزات خارق العاده . مجموعهاى از كلمات قرآن كريم كه با همديگر تركيب و پايان آنها توقيفى است . معانى آيه : معجزه 1 - ( بقره / 211 ) 2 - علامت ( بقره ، 248 ) 3 - عبرة ( بقره / 248 ) 4 - كار شگفت ( مومنون / 50 ) 5 - جماعت : خرج القوم بآيتهم اى بجماعتهم . إباحه : باح الشىء ، آشكار شد و أباح الرجل ماله ، هرگاه در گرفتن و ترك آن اجازه دهد . أباحه الشىء يعنى براى او حلال كرد . پس مباح يعنى اجازه ، علنى و اظهاركردن ، أباح الستر ، راز را برملا كرد .