جلال جلالى زاده
31
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
همزه أ : همزه از حروف معانى است و داراى معانى متعددى است كه مهمترين آنها عبارتند از : 1 - استفهام تصديقى و مراد از آن حكم بر ثبوت يا انتفاى چيزى است مانند : أموجود زيد ؟ كه پاسخ حكم را يا تصديق و يا نفى مىكند . 2 - استفهام تصورى ، كه مراد درخواست تحصيل تصور چيزى است مانند : أوصل زيد أم عمرو ؟ 3 - تقرير كه اكثرا همراه نفى است ( انشراح / 1 ) . 4 - إستبطاء : ( حديد / 16 ) 5 - تعجب : ( فرقان / 45 ) . 6 - امر : ( آل عمران / 20 ) . 7 - تسويه : ( بقره / 6 ) . 8 - تهكم : ( هود / 87 ) . 9 - انكار توبيخى ( بقره / 44 ) . 10 - انكار ابطالى ( نجم / 21 و 22 ) . آحاد : در لغت جمع أحد و به معناى يكى است و اولين عدد است . در اصطلاح خبرى است كه يك يا دو نفر و يا بيشتر آن را روايت كرده باشند و اگر كمتر از مشهور و متواتر باشد ، عدد آن اهميت ندارد . آمدى گفته است : خبر واحد آن است كه به حد تواتر نرسيده باشد و بر دو قسم است يا در اصل مفيد ظن نيست و تمام احتمالات در آن يكسان است يا مفيد ظن است و اگر گروهى كه آن را روايت مىكنند ، بيشتر از سه يا چهار نفر باشند ، مستفيض و مشهور ناميده مىشود ، هرچند امام غزالى معتقد است خبر واحد خبرى است كه به حد تواتر نرسيده باشد ، هرچند راويان آن پنج يا شش نفر باشند .