جلال جلالى زاده
296
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
دارد و حاكم بر قرآن است ؛ زيرا گاهى برخى از الفاظ قرآن احتمال دو امر يا بيشتر را دارند و سنت يكى از آنها را مشخص مىكند و به آن رجوع مىشود و به مقتضاى ظاهر كتاب عمل نمىشود ، مانند آيهى 23 سورهى نساء يا آيات مربوط به زكات . سنت نقش مبين و مخصّص را دارد . منقول : لفظى كه در بين چند معنى مشترك باشد و استعمال آن در معناى اول ترك و به معناى دوم منتقل و در معناى دوم مشهور شود ، مانند لفظ صلاة . منقول لغوى ، شرعى ، فرعى . منكر : زشت . هرعملى كه عقلهاى سالم به زشتى آن حكم كنند . يا شرع آن را زشت يا حرام و مكروه بداند . موجب : يكى از نامهاى علت ؛ چون علت موجب شناخت حكم و در شناخت آن مؤثر است ، ولى در حقيقت موجب و مؤثر شارع است . موافقات : كتابى از شاطبى ، ابو اسحاق ابراهيم بن موسى لخمى غرناطى ( 790 ه . ق ) ، عنوان اصلى آن « الموافقات فى أصول الاحكام » است در آن ، در بين مبادى اصول و حكمتهاى تشريع و مقاصد شريعت جمع كرده است . داراى عبارتى روان و آسان ، با ساختار فكرى بلند و جديد كه برانگيزانندهى فكر و تأمل است . مطالعهى اين كتاب به علاقهمندان علم اصول فقه توصيه مىشود .