جلال جلالى زاده

285

مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )

دلالت مىكند . اين لفظ احتمال تأويل يا تخصيص را ندارد و يا مانند فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ( حجر / 30 ) . مفصّل : يكى از اقسام سوره‌هاى قرآن و مفصّل ناميدن آن‌ها به خاطر كثرت فاصله به وسيله‌ى بسمله در بين سوره‌ها و يا به سبب اندك بودن منسوخ است و بر سه قسمند : طوال ، قصار اوساط . اولى از حجرات تا بروج ، دومى از طارق تا بيّنه و سومى از زلزله تا آخر قرآن ( ناس ) است . مفهوم : صورت ذهنى الفاظ . مفهوم داراى سه معنى است : يكم ، معنايى كه معادل مدلول است چه براى مفرد و چه جمله باشد ، چه مدلول حقيقى و چه مجازى باشد ، مفهوم مشترك . دوم ، مراد از آن هرمعنايى است كه قابل فهم است ؛ هرچند مدلول لفظ نباشد ، كه شامل معناى اول و غير آن مىشود و در مقابل مصداق است . سوم ، در مقابل منطوق است ؛ يعنى معنايى كه از لفظ در غير از محل نطق فهميده مىشود و مدلول لفظ ، يعنى معنايى كه لفظ بر آن دلالت كند و از اقسام دلالت التزامى در علم اصول است ، آن‌چه كه لفظ در غير از محل نطق بر آن دلالت مىكند ، يعنى حكم يا يكى از احوالات آن است . خلاصه ، الفاظ قالب معانى هستند ، گاهى صراحتا از جهت نطق مورد استفاده قرار مىگيرند و گاهى تلويحى هستند كه اولى منطوق و دومى مفهوم است . مفهوم بر دو قسم است : مخالف ، موافق . مفهوم تقسيم : دلالت لفظ بر اثبات حكمى مخالف با حكم منطوق براى مسكوت‌عنه كه معلق به وصفى غير ثابت و قابل زوال است و اين مفهوم ، مفهوم صفت ناميده مىشود . مانند فرموده‌ى حضرت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم « فى الغنم السائمة زكات » چريدن وصفى ناپايدار است ؛ چون ممكن است گوسفند بعدا علف بخورد . مفهوم عام : مقيد نمودن خطاب به حالتى كه دلالت بر حكمى خلاف اين حالت دارد ، مانند آيه‌ى وَ لا تُبَاشِرُوهُنَّ وَ أَنْتُمْ عاكِفُونَ فِي الْمَساجِدِ ( بقره / 187 ) . يعنى مباشرت در حال اعتكاف حرام است ، اما در غير از حال اعتكاف حرام نيست .