جلال جلالى زاده
283
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
فرق بين عام و مطلق : عام شامل همهى افراد خود مىشود ، اما مطلق بر فردى شائع يا افرادى شائع دلالت مىكند و بر همهى افراد دلالت نمىكند ، يعنى عام يك مرتبه بر همهى افراد خود صدق پيدا مىكند ، ولى مطلق تنها فرد شائع را شامل مىشود . بنابراين اصوليان گفتهاند : عموم عام شمولى و عموم مطلق بدلى است . معارضه : در لغت مقابلهكردن بر سبيل ممانعت است . در اصطلاح ، اقامهى دليل بر خلاف دليلى است كه خصم ارائه كرده است ، يا قوىتر از آن . معارضه شامل همهى ادلهى مستنبطه مىشود ، چه قياسى باشند يا غير آن . اقامهى دليلى كه مقتضى نقيض آن چيزى است كه دليل مستدل يا ضد آن اقتضا كرده است . معارضه ناميدنش براى آن است كه دو دليل در مقابل همديگرند و مانع از اثبات حكمند . مطلوب خبرى : تعبيرى كه در تعريف اصوليان از دليل مىشود ، يعنى هر آنچه كه در نزد مستدل مطلوب است تصديقى و مفيد قطع يا ظن است . معلل : مستدل . كسى كه دليلى براى اثبات حكم ارائه مىكند . مستدلى كه همهى تلاش خود را در اخراج علت حكم يا دليل آن به كار مىگيرد . المعدول به عن سنن القياس : اثبات حكم شرعى بر خلاف آنچه كه قياس بر ديگر اصول شرعى ايجاب مىنمايد ، حكمى كه به وسيلهى دليل بر خلاف اصل مقرر يا دليل يا قاعدهى عمومى ثابت شده است . گفتهاند : بر « معدول به عن سنن القياس » قياس نمىشود ؛ چون خلاف اصل است . المعتمد : كتابى در اصول فقه بر مذهب شافعى و در انديشهى معتزلى ، به وسيلهى ابو الحسين بن محمد بن على شافعى ( 463 ه . ق ) تأليف شده است . معرفت : معرفت بر خلاف علم ، سابقهى جهل دارد ، بنابراين در حق خداوند به كار نمىرود . در علم ، يقين است بر خلاف معرفت كه از باب ظن است . معرفت جزيى است . معقولات اوليه : آن است كه ما به ازاى آن موجودى در خارج وجود دارد ، مانند طبيعت حيوان و انسان كه حمل بر موجود خارجى مىشوند ، مانند زيد انسان است و اسب حيوان است .