جلال جلالى زاده
269
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
ماهيت به شرط شىء : اصطلاحى است كه از علم منطق وارد اصول فقه شده است و به اعتبار قياس ماهيت بر آنچه كه خارج از ذات آن است استعمال مىشود ، يعنى ماهيت مشروط بر اين امر خارج در نظر گرفته مىشود . مانند واجب بوده آزادى برده به شرط مسلمان بودن . ماهيت به شرط لا : به اعتبار قياس با خارج از ذات آن استعمال مىشود ، يعنى اعتبار ماهيت ، مشروط به عدم امر خارجى است ، مانند قصر نماز به شرط عدم عصيان ، عدم عصيان قيد در موضوع حكم است . ماهيت لا به شرط : يعنى ماهيت ، مشروط به وجود يا عدم امرى خارج از آن نيست مانند وجوب نماز به اعتبار آزاد بودن ، كه آزاد بودن در وجود يا عدم وجوب نماز تأثيرى ندارد . ماهيت لا به شرط قسمى نيز ناميده مىشود . ماهيت مهمله : خود ماهيت با قطعنظر از ماسواى آن . مؤول : مشتق از تأويل است و آن حمل ظاهر بر محتمل مرجوح است و شامل تأويل صحيح و فاسد مىشود . تأويل صحيح ترجيح داده مىشود و بدون دليل يا با دليل مرجوح يا مساوى ، فاسد است . يعنى لفظى كه از معناى ظاهر و راجح منصرف و حمل بر معناى احتمالى مرجوح گردد ، مانند حمل اسد بر مرد شجاع . بنابراين عمل انصراف از معناى راجح به معناى مرجوح را تأويل مىگويند . مباح : آنچه كه شارع مكلف را در انجام يا عدم انجام آن مخير نموده است و ثواب و عقابى در انجام يا عدم انجام آن نيست . شوكانى گفته است : ستايشى در انجام يا عدم انجام آن نيست . ابن جزى گفته است : مباح ، حلال و جايز مترادفند و از آن به لاجناح ، لا حرج ، لا إثم و لا بأس تعبير مىشود . مباح بالجزء حرام بالكل ( عادت به سوگند يادكردن ) مباح بالجزء مكروه بالكل ( بازىكردن ) مباح بالجزء مندوب بالكل ( استفاده ما زاد بر نياز از روزىهاى پاكيزه ) مباح بالجزء واجب بالكل ( خوردن و آشاميدن ) . در احكام عقليه و شرعيه مباح و مكروه واسطهى بين حلال و حراماند ، كه نه حلال بر