جلال جلالى زاده
263
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
كلى ذاتى : مفهوم ذهنيى كه تصور آن مانع از شركت ديگران نمىشود و از ماهيت شىء خارج نمىشود ، مانند وصف حيوانيت به نسبت انسان . حيوان بودن انسان مانع از حيوان بودن ديگر حيوانات مانند گاو ، گوسفند و شتر نمىشود . كلى عرضى : آن است كه خارج از ماهيت شىء باشد و منسوب به عرض است ، مانند خنديدن به نسبت انسان كه خنده خارج از ماهيت انسان است ، ولى وصف لازم او نيست . كل : آنچه كه مقتضى حكم بر هر فردى از افراد ماهيت است ، مانند آيهى كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ ( رحمان / 26 ) . كليه ، حكم بر هرفردى است ، مانند كل بنى تميم يأكلون الرغيف فرق بين كل و كليه اين است كه حكم در كل بر جميع افراد است نه فرد خاصى مانند « كل انسان يحمل الصخرة العظيمة » و حكم در كليه بر هر فرد بهطور جداگانه است ، تا اينكه فردى نماند ، مانند كل انسان يشبعه رغيف . كيف قضيه : عبارت از ايجاب و سلب در آن است ؛ چون با كيف استفهامى از ثبوت و عدم آن سؤال مىشود .