جلال جلالى زاده
248
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
صحابى نظرى را اظهار مىكند و در بين صحابه منتشر مىشود و كسى با آن مخالفت نمىكند . مراد از قول صحابه بهطور مطلق همين است و در حجيت و منبع تشريع بودن مورد اختلاف است برخى از اصوليان اتفاق صحابه بر سر حكم واقعهاى با وجود قرب زمانى به زمان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و آگاهى به اسرار تشريع را دليل بر حجيت قول صحابه مىدانند . ديگران هم معتقدند حجت نيست ؛ چون اگر يكى از آنان سكوت كرده باشد علت سكوت او دانسته نمىشود . بنابراين اجماع دانستن آن درست نيست و مطلقا حجت نيست . قبلا دربارهى صحابه توضيح داده شد كه مجتهدين برجستهى صحابه معدود بودهاند ، اما دربارهى اقوال و آراى آنان در بين علما اختلاف است كه لازم است توضيحى مختصر دراينباره داده شود . يكم - هرگاه صحابه بگويد : ما در زمان پيامبر اين عمل را انجام مىداديم يا اين نظر را داشتيم ، بدون اختلاف حجت است ؛ چون به منزلهى سنّتى است كه صحابه از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرده باشد . دوم - علما متفقند قول صحابى در موضوعى كه با رأى و عقل درك نمىشود حجت است ، مانند اوزان شرعى و امور تعبدى ؛ چون اين قول مانند خبر توقيفى از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است . سوم - علما متفقند : قول صحابى پس از انتشار آن اگر مخالفى نداشته باشد ، حجت است . چهارم - علما متفقند ، قول صحابى براى صحابى ديگرى كه مانند او مجتهد است ، حجت نيست ؛ چون صحابه دربارهى برخى از مسائل باهم اختلاف داشتهاند . پنجم - اگر صحابى نظر يا رأى اجتهادى داشته باشد ، آيا قول و اجتهادش بر تابعين و ديگر مجتهدان بعدى حجت است و مخالفت با آن جايز نيست ؟ اين مورد محل نزاع است و علما دربارهى آن اختلاف دارند ، آيا حجت شرعى است يا خير ؟ در اينجا دو نظر وجود دارد : يكم ، حجت شرعى است و بر قياس