جلال جلالى زاده

222

مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )

رواج كار حرامى كه دورىكردن از آن براى مكلف سخت است و شارع از عموم بلوى به دو سبب صرف‌نظر كرده است : الف - نياز شديد به انجام آن در همه‌ى حالات به گونه‌اى است كه بىنياز شدن از آن جز با تحمل مشقت زايد دشوار باشد . ب - شيوع و وقوع و آميختن با آن به گونه‌اى كه دورى جستن يا جدا شدن از آن جز با تحمل مشقت دشوار باشد ، مانند گل‌ولاى معابر كه با نجاست آميخته شده باشد كه اجتناب از آن ممكن نيست . عموم مجموعى : حكم براى مجموع بما هو مجموع ثابت و جمع به عنوان يك فرد در نظر گرفته مىشود و يك حكم به آن تعلق مىگيرد . يعنى مجموع يك موضوع است ، مثل وجوب ايمان به پيامبران كه امتثال جز با ايمان به جميع پيامبران متحقق نمىشود و اگر يك فرد از آن‌ها ترك شود ، تكليف منتفى مىگردد ، مانند مركبى كه جز با وجود اجزايش موجود نمىشود و هرگاه يكى از اجزايش مفقود باشد ، منتفى مىشود و نيز مانند ايمان به اسلام . عموم مشترك : آن است كه لفظ مشتركى در كتاب يا سنت وارد شود و هردو معنا يا همه‌ى معانى آن اراده شود . از لفظ مشترك در هنگام اطلاق همه‌ى معانى آن اراده شود ، به گونه‌اى كه حكم متعلق به آن براى هريك از معانى آن ثابت است . اصوليان در حمل مشترك بر همه‌ى معانى آن در هنگام عدم قرينه اختلاف دارند . برخى آن را جايز نمىدانند و برخى هرگاه جمع در بين اين معانى صحيح باشد ، جايز مىدانند و برخى هرگاه در سياق نفى يا نهى يا شرط باشد ، آن را جايز مىدانند . مانند آيه 56 سوره احزاب كه صلاة لفظى مشترك و براى دلالت بر دعا ، رحمت و استغفار وضع شده است كه در اين آيه بر همه‌ى اين معانى حمل مىشود . از خدا رحمت و از فرشتگان و مؤمنان استغفار و دعاست . عموم مقتضى : آن است جمله‌اى كه لفظ مزيد در آن در تقدير گرفته مىشود ، احتمال چند تقدير دارد كه كلام به وسيله‌ى يكى از آن‌ها معنايش