جلال جلالى زاده

220

مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )

راوى از جهت قبول يا رد است ، يعنى شناخت وضعيت او از حيث جرح يا تعديل و حال مروى مراد از آن هر چيزى كه مربوط به اتصال اسناد يا انقطاع آن‌ها و شناخت احاديث از حيث مقبوليت دارد و اين قسم علوم الحديث يا مصطلح الحديث يا اصول الحديث ناميده مىشود . علم كلام : علمى است كه درباره‌ى اعراض ذاتى موجود از آن حيث كه موجود است ، بر طبق اصول اسلام بحث مىكند . يا علم به قواعد شرعى اعتقادى كه از ادله كسب شده‌اند . بحث درباره‌ى ذات و صفات خدا و احوال ممكنات از مبدأ و معاد بر طبق قوانين اسلامى . عمل الراوى بخلاف روايته : آن است كه راوى حديثى را روايت كند ، سپس بر خلاف آن عمل كند . اين عمل در نزد برخى از اصوليان موجب ضعف حديث است ؛ چون دلالت بر منسوخ بودن روايت يا غير ثابت بودن آن مىكند و در نزد ديگران ضعف نيست ؛ چون حجت همان است كه راوى روايت كرده ، نه گفته و يا عمل او . عموم : مشمول و فراگيرى . گفته مىشود : « هذا الكساء يعم من تحته » يعنى آن‌ها را شامل مىشود و بر مسميات الفاظ دلالت مىكند . از عوارض الفاظ ولى در عوارض معانى بودن مورد اختلاف است ، اما نظر راجح آن را از عوارض الفاظ به اعتبار معانى مىداند ؛ چون اتصاف لفظ بدون معنا به وصف عام غير معقول است . عموم عبارت از شمول چيزى بر چند چيز متعدد است . اين شمول يا يك مرتبه و به‌طور استغراق صورت مىگيرد ، مانند شمول لفظ انسان بر همه‌ى افراد آن و آن را شمول كلى نسبت به جزيى مىگويند و يا مانند شمول لفظ ده بر آحاد موجود در آن است و آن را شمول كل نسبت به جزء مىدانند . اين دو نوع شمول هردو استغراقى و يك مرتبه انجام مىگيرند . فرقى كه هست در اولى لفظ كلى را نسبت به يكايك افراد جزيى مىتوان اطلاق كرد و در دومى لفظ كل را بر هر يك از اجزاء آن نمىتوان اطلاق نمود . در اصطلاح يعنى حكم شامل هر فردى از افراد ماهيت مىشود و بر هر