جلال جلالى زاده

22

مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )

كتاب تنقيح و شرح‌هاى آن مرجع علما و متخصصان است . 4 - جمع الجوامع ، تاج الدين عبد الوهاب بن على سبكى شافعى ( م 771 ه . ق ) كه رؤوس مسائل اصولى را ذكر كرده و در مقدمه كتاب گفته است كه چكيده صد كتاب مىباشد . جلال الدين محلى آن را شرح و بنانى بر آن حاشيه نوشته است . 5 - التحرير ، كمال الدين محمد بن عبد الواحد بن الهمام الحنفى ( م 861 ه . ق ) داراى شرحى به نام « التقرير و التحبير » از محمد بن امير الحاج حلبى ( م 879 ه ق ) . 6 - مسلم الثبوت ، محب اللّه بن عبد الشكور هندى ( م 1119 ه . ق ) داراى شرح مهمى به نام فواتح الرحموت از ابن نظام الدين است . 7 - ارشاد الفحول الى تحقيق الحق من علم الاصول ، از امام شوكانى ( م 1255 ه . ق ) از كتاب‌هاى مختصر و مفيد در اين علم است . برخى از اصوليان از اين طريقه خارج شده و روش متمايزى را در پيش گرفته و به هيچ كدام از اين دو طريقه ملتزم نبوده‌اند كه مىتوان به كتاب الاحكام فى اصول الاحكام از ابن حزم ظاهرى ( م 456 ه . ق ) اشاره كرد . در اين كتاب به ذكر اصطلاحات اصولى مىپردازد و سپس عنايت خاصى به سنت و احاديث در اثناى بيان قواعد و نماد ظاهرى بودن را دارد . همچنين مىتوان كتاب « تخريج الفروع على الاصول » از ابو المناقب زنجانى ( م 656 ه . ق ) يكى از علماى شافعيه را نام برد كه نظرات شافعيه و حنفيه را در اكثر ابواب فقهى ذكر كرده و احكام فقهى را بر طبق ضوابط اصول فقه و قواعد فقه منضبط و اختلاف در فروع را به اختلاف در اين ضوابط و اصول جز در يك مسأله در فقه مالكى ارجاع داده است . كار ايشان روشى ارزشمند در بيان كيفيت استنباط احكام از اصول و ضوابط آن‌ها در هردو مذهب براساس روشى منطقى و دقيق است و نبايد كتاب « الموافقات » از امام ابو اسحاق شاطبى ( م 790 ه . ق ) را فراموش كرد كه راهى ابتكارى را در پيش گرفته و در كنار بيان قواعد به مقاصد شريعت و مصالحى كه اين قواعد و احكام بر آن‌ها بنا نهاده شده و شارع آن‌ها را