جلال جلالى زاده

216

مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )

عزيمت : در لغت به معناى قصد مؤكد و در اصطلاح حكمى است ثابت ، ولى نه بر خلاف دليل . احكامى كه خداوند در ابتدا آن‌ها را تشريع نموده تا در همه‌ى حالات مكلفان را شامل شود و بر همه‌ى متعلقات احكام تكليفى پنج‌گانه صدق مىكند ، مانند واجب ، مندوب ، حرام ، مكروه و مباح . به عنوان مثال نماز بر هرشخص مكلفى در هرحالى واجب است . اقسام عزيمت : قسم يكم : حكمى كه در ابتدا واجب شده و تغيير پيدا نكرده است ، مانند وجوب نمازهاى پنج‌گانه . قسم دوم : حكمى كه از سهولت به صعوبت تغيير پيدا كرده باشد ، مانند حرمت شكار در هنگام احرام . قسم سوم : حكمى كه از صعوبت به سهولت تغيير كرده باشد ، مانند جواز وضو نگرفتن براى نماز دوم . قسم چهارم : حكمى كه از صعوبت به سهولت به سبب عذرى تغيير كرده باشد ، مانند مباح بودن ترك ايستادگى يك نفر مسلمان در مقابل ده نفر كافر در جنگ پس از حرمت آن . عقد : توافق بين طرفين عقد كه بر هر يك از آن‌ها اجراى آن‌چه كه بر آن توافق شده ، لازم است . عقد ارتباط بين ايجاب و قبول به گونه‌اى مشروع در بين دو شخص يا بيشتر كه اثر آن در محلش ثابت مىشود . پس اركان عقد سه‌تاست : عاقدان ، صيغه ، معقودعليه ، يا محل عقد . عكس : برگرداندن آخر چيزى به اولش ، در اصطلاح انتفاى حكم در هنگام انتفاى علت است . علامت : نشانه . آن‌چه كه رمز براى چيزى يا شرط شرعى يا علت ذاتى ، يا علت شرعى يا سبب يا خاصه باشد . آن‌چه كه معرف حكم ثابت باشد بدون اين‌كه حكم به علامت نسبت داده شده باشد . آن‌چه حكم به وسيله‌ى آن شناخته مىشود ، بدون اين‌كه وجوب يا وجود به آن تعلق گيرد . مانند تكبيرهاى نماز كه علامت انتقال از ركنى به ركن ديگر است و در حكم تأثيرى ندارد ، يعنى تعلق حكم به آن‌ها تعلق دلالت است نه تعلق تأثير .