جلال جلالى زاده
173
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
آوردن واژهى حجوركم براى آن است كه اغلب ربيبهها تحت سرپرستى ناپدرى هستند . اقسام مفهوم مخالف : 1 - مفهوم صفت 2 - مفهوم علت 3 - مفهوم ظرف 4 - مفهوم حال 5 - مفهوم غايت 6 - مفهوم حصر . دليل شرعى : دليلى است كه منبعش شارع باشد و مراد از آن اغلب كتاب و سنت متواتر است و برخى از اصوليان آن را دليل سمعى و برخى آن را دليل نقلى مىدانند . دليل ظنى : دليلى است كه احتمال ناشى از دليل ديگرى در آن دخيل باشد و در ثبوت يا دلالت يا هردو قابل تعددى داشته باشد . كه ظنى بودنش يا به سند ( طريق ثبوت ) برمىگردد ، مانند اينكه از طريق خبر واحد روايت شده باشد ، يا به متن ( دلالتش بر معناى مراد ) برمىگردد ، چه بسا ظنى بودن دليل به متن برمىگردد و اين هم به خاطر احتمال داشتن بيشتر از يك معناست كه آن هم يا به سبب اجمال است يا به سبب اشتراك يا به سبب عموم و اطلاق و سببهاى ديگرى وجود دارند كه موجب مىشوند لفظ بيشتر از يك معنا داشته باشد . دليل عقلى : هر دليلى كه عقل در تكوين آن به واسطهى نظر مجتهد دخالت داشته باشد . عقلى ناميدنش به سبب بازگشت آن به نظر و عقل است ، نه امرى كه از شارع نقل شده است . ادلهى عقلى شامل هردليلى جز كتاب و سنت ؛ يعنى شامل قياس ، استحسان ، مصلحت مرسله ، استصحاب ، سد ذرايع ، عرف ، قول صحابى ، عمل اهل مدينه و ادلهى مختلف فيه مىشود . دليل كلى ( إجمالى ) : آن است كه تعلق به موضوع مشخصى نداشته باشد ، مانند مطلق امر و نهى ؛ چون يك حكم كلى از آن استنتاج مىشود كه وجوب و تحريم است ، مادامى كه قرينهاى آن را منصرف نكند و اصولى از ادلهى كلى استنتاج مىكند . بنابراين گفتهاند : اصول فقه همان ادلهى كلى است . دوران : يعنى دور چيزى گشتن . عبارت است از وجود حكم در هنگام وجود وصف و عدم آن هنگام عدم وصف . مانند حرمت و مستكنندگى شراب