مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

906

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

واضع ، هنگام وضع ، هريك از ماده و هيئت را جداگانه تصور و وضع مىنمايد ؛ براى مثال ، « ضارب » كه ماده آن « ض ، ر ، ب » است ، بر زدن ، و هيئت آن ( فاعل ) بر نسبت حدث ( ضرب ) به فاعل دلالت مىكند . در اينكه آيا مشتق براى خصوص متلبس بالمبدا وضع شده يا براى اعم از آن و ما انقضى عنه المبدأ ، اختلاف وجود دارد ؛ مشهور معتقدند مشتق براى خصوص متلبس بالمبدا وضع شده است . در كتاب « محاضرات فى اصول الفقه » آمده است : « و حيث ان المختار عندنا القول ببساطة المفاهيم ، فيتعين ان الحق هو وضع المشتق لخصوص المتلبس بالمبدا فعلا » . « 1 » همان ، ج 1 ، ص ( 216 - 215 ) و 247 . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 2 ، 1 ، ص 122 . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 289 . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص ( 175 - 174 ) . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 1 ، ص 118 . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 57 . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 56 و 64 . وضع مصدر معنا و موضوع له هيئت مصدر مصدر از ديدگاه مشهور نحويون ، اصل در كلام ( مبدأ مشتق ) است ؛ هرچند برخى فعل يا اسم مصدر را اصل مىدانند و برخى ديگر معتقدند مصدر در صورتى مبدأ مشتقات است كه هيئت مصدرى آن الغا شود . درباره وضع هيئات مصدر ، ميان اصولىها ، به شرح زير ، اختلاف وجود دارد : « 1 * » 1 . برخى معتقدند هيئت مصدر براى حكايت از نسبت ناقص بين حدث و ذات مبهم وضع شده است ، و مراد از ذات مبهم ، همان فاعل يا مفعول نامعين است ؛ 2 . برخى ديگر از جمله مرحوم « محقق نائينى » معتقدند هيئت مصدر براى دلالت بر ذات منتسب ، يعنى براى حدث در حال صدور آن از فاعل ، وضع شده است ؛ بنابراين ، هيئت مصدر بر انتساب به ذات دلالت نمىكند ، بلكه انتساب به ذات ، از اضافه مصدر به فاعل يا مفعول استفاده مىشود ، مانند : « ضرب زيد بكرا » كه در اينجا ضرب ، به فاعل ( زيد ) انتساب دارد ، و يا مانند : « ضرب بكر » كه در اينجا ضرب ، به مفعول ( بكر ) انتساب دارد . « 2 » تفاوت اين دو ديدگاه در اين است كه در اولى ، انتساب به ذات ، قيد هيئت مصدر است ، اما در دومى چنين نيست . عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 2 ، 1 ، ص 124 . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 6 ، ص ( 270 - 268 ) . وضع مفردات وضع الفاظ غير مركب وضع مفردات ، مقابل وضع مركبات مىباشد . مفردات بر دو دسته است : 1 . جوامد ، مانند : انسان و حجر كه ماده و هيئت آنها در مجموع يك وضع دارد ؛ 2 . مشتقات ، كه داراى دو وضع مىباشد : أ ) وضع ماده ، مانند : ماده قيام در « قائم » كه در هر هيئتى به معناى ايستادن است ؛ ب ) وضع هيئت ، مانند : هيئت فاعل در « قائم » كه بر صدور و تحقق فعل از فاعل در ضمن هر ماده‌اى دلالت مىكند . نيز ر . ك : وضع اسما ؛ وضع افعال ؛ وضع حروف . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 100 . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 30 . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 1 ، ص 57 . وضع مواد وضع حروف اصلى يك كلمه براى معناى خاص وضع مواد ، به معناى وضع حروف اصلى كلمه ( ماده ) براى افاده معناى خاص است ، مانند : وضع ماده « ض ، ر ، ب » كه حروف اصلى كلمات « ضارب » ، « ضرب » ، « يضرب » و . . . بوده و براى افاده معناى « زدن » به كار مىرود . نكته : ماده و هيئت جوامد ، مانند : انسان و حجر ، يك وضع بيشتر ندارد ، اما مشتقات داراى دو نوع وضع مىباشد : وضع ماده و وضع هيئت . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 289 . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 1 ، ص 59 . آذرى قمى ، احمد ، تحقيق الاصول المفيدة فى اصول الفقه ، ص ( 197 - 196 ) . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص ( 33 - 32 ) . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 31 . شيرازى ، محمد ، الاصول ، ج 1 ، ص 48 . شيرازى ، محمد ، الوصول الى كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 58 . وضع موصولات مدلول و چگونگى وضع اسماى موصول موصولات براى ايجاد اشاره به سوى مبهماتى وضع شده كه انتظار مىرود ابهام آنها به وسيله « جمله صله » رفع گردد . در كتاب « مناهج الوصول » آمده است :

--> ( 1 ) . خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص 247 . ( 1 * ) . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 314 . ( 2 ) . نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 1 ، ص 61 .