مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
90
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
به شرط عدم وجود مخالف ، آن را حجت دانستهاند ؛ به اين معنا كه هرگاه مخالف پيدا شد حجيت آن نيز خدشهدار مىگردد . نكته : اين اصطلاح فقط در منابع و كتابهاى اهل سنت كاربرد دارد . زهير المالكى ، محمد ابو النور ، اصول الفقه ، ج 3 ، ص 190 . خضرى ، محمد ، اصول الفقه ، ص ( 322 - 320 ) . جناتى ، محمد ابراهيم ، منابع اجتهاد ( از ديدگاه مذاهب اسلامى ) ، ص 184 . زحيلى ، وهبه ، اصول الفقه الاسلامى ، ج 1 ، ص 512 . زحيلى ، وهبه ، الوجيز فى اصول الفقه ، ص 46 . اجماع دخولى علم قطعى به دخول امام عليه السّلام در اجماعكنندگان بدون شناخت شخص امام عليه السّلام اجماع دخولى ، به اجماعى گفته مىشود كه دخول امام عليه السّلام در ضمن اجماعكنندگان به صورت قطعى به دست آيد ، ولى شخص امام شناخته نشود . ملاك حجيت اين اجماع ، وجود امام عليه السّلام در ضمن مجمعين است و به همين علت به آن اجماع تضمنى نيز گفتهاند . طريق كشف قول معصوم عليه السّلام در اجماع دخولى ، حس يا تضمن است ؛ به اين بيان كه در اين اجماع شرط است كه در ميان مجمعين ، شخصى ناشناس باشد تا انطباق ديدگاه امام عليه السّلام بر او صورت پذيرد . برخى گفتهاند : وجود يك فرد ناشناس كافى نيست بلكه بايد بيش از يك نفر باشد . در اين اجماع ، اتفاق علماى يك عصر بر حكمى ، كافى است و نياز به اتفاق فقها در همه اعصار نيست . در حجيت اجماع دخولى ، چه به صورت اجماع محصل و چه به صورت اجماع منقول ، اشكالى نيست ، زيرا نقل اجماع دخولى ، متضمن نقل سبب و مسبب باهم است و به اين صورت ، ادله حجيت خبر واحد آن را شامل مىشود . چون نقل اجماع در اجماع دخولى از مصاديق اخبار آحاد حسى است ، برخى گفتهاند موضع خلاف در حجيت اجماع منقول ، غير از اجماع دخولى است . در اين اجماع ، علم ناقل اجماع به بودن امام عليه السّلام در ضمن مجمعين ، گاهى از طريق شنيدن حكم از جماعتى است كه به اجمال مىداند امام عليه السّلام يكى از آنها است و گاهى با دستيابى به فتاواى متعددى است كه مىداند يكى از آن فتاوا ، فتواى امام عليه السّلام است . در هر دو صورت ، ناقل اجماع ، به دخول رأى امام عليه السّلام در زمره آراى مجمعين علم پيدا مىكند . نكته : از كلمات علما استفاده مىشود كه اجماع دخولى زمانى تحقق مىيابد كه قول امام عليه السّلام داخل در اقوال مجمعين باشد ؛ بنابراين ، فعل و تقرير امام عليه السّلام از اجماع دخولى مصطلح خارج است ؛ براى مثال ، اگر از جماعتى كه مىدانيم يكى از آنها امام معصوم عليه السّلام است فعلى سر بزند يا شخصى در حضور جماعتى كه مىدانيم يكى از آنها امام عليه السّلام است ، عملى را انجام دهد و با امكان ردع از سوى امام عليه السّلام ، ردعى صورت نگيرد ، اين موارد گرچه حجت مىباشد ، ولى از مصاديق اجماع دخولى مصطلح نيست . انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 1 ، ص 83 . اصفهانى ، محمد حسين ، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية ، ص 244 . جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية ، ج 4 ، ص 348 و 347 . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 108 . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 331 . شيرازى ، محمد ، الوصول الى كفاية الاصول ، ج 10 ، ص 299 . موسوى بجنوردى ، محمد ، مقالات اصولى ، ص 41 . خمينى ، مصطفى ، تحريرات فى الاصول ، ج 3 ، ص 212 . خمينى ، روح اللّه ، انوار الهداية فى التعليقة على الكفاية ، ج 1 ، ص 256 . ميرزاى قمى ، ابو القاسم بن محمد حسن ، قوانين الاصول ، ج 1 ، ص 349 . سبحانى تبريزى ، جعفر ، المحصول فى علم الاصول ، ج 3 ، ص 189 . نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 2 ، ص 98 . فاضل لنكرانى ، محمد ، ايضاح الكفاية ، ج 3 ، ص 245 . اجماع رياضتى نقل حكم حاصل از كشف و شهود در قالب اجماع اجماع رياضتى ، آن است كه فقيه از راه رياضت و رسيدن به مقام كشف و شهود ، به حكمى دست مىيابد و چون نمىخواهد كسى از رياضتهاى او اطلاع يابد ، آن را در قالب اجماع اظهار مىنمايد . چنين اجماعى از يك سو خبر واحد است و از سوى ديگر ، امكان اثبات احكام شرعى از طريق رياضت - و نه اجتهاد و استنباط از منابع شرعى - جاى بحث دارد ، هرچند ممكن است شناخت حكم از راه رياضت براى شخص رياضت كشيده ، به دليل علمآور بودن آن حجت باشد ، ولى براى ديگران اعتبارى ندارد ؛ بنابراين ، اجماع رياضتى حجيت ندارد . جناتى ، محمد ابراهيم ، منابع اجتهاد ( از ديدگاه مذاهب اسلامى ) ، ص 201 و 219 . اجماع سكوتى ادعاى اجماع به سبب اظهارنظر بعضى از مجتهدان و سكوت ديگران اجماع سكوتى ، مقابل اجماع صريح مىباشد و به اين معنا است كه بعضى از مجتهدان يك عصر - به خصوص مجتهدان معروف - در مورد يك مسئله نظر بدهند و مجتهدان ديگر بعد از شنيدن آن نظر ، در مقابل آن ساكت باشند و آن را انكار ننمايند . اصوليون شيعه ، متعرض اين اجماع نشدهاند ، ولى ظاهرا