مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

882

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

است ، و شارع ابتدا از مكلف ازاله نجاست را و در صورت سرپيچى وى ، انجام نماز را درخواست مىكند ؛ به اين قسم از وجوب كه متأخر از وجوب أهم است ، وجوب ترتبى مىگويند . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 217 . ولايى ، عيسى ، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ، ص 148 . وجوب ترشحى ر . ك : وجوب غيرى وجوب تعبدى وجوب مشروط به قصد قربت هنگام امتثال وجوب تعبدى ، مقابل وجوب توصلى ، و به معناى وجوبى است كه تحقق يافتن آن بر انجام آن با قصد قربت متوقف مىباشد ، مانند : وجوب نماز و روزه ، كه قصد قربت در سقوط آن معتبر است و اگر مكلف آن را بدون قصد قربت به‌جا آورد از عهده وى ساقط نمىشود . در كتاب « الاصول العامة للفقه المقارن » آمده است : « و هو ما توقف تحقق ملاكه على الاتيان به به قصد القربة و أمثلته كل ما انتظم فى قسم العبادات من كتب الفقه كالصوم و الصلاة و الحج و غيرها » . « 1 » وجوب تعيينى وجوب متعلق به فعل مشخص و بدون جايگزين در عرض آن وجوب تعيينى ، مقابل وجوب تخييرى ، وجوبى است كه مطلوب آن معين بوده و چيز ديگرى كه در عرض آن باشد و بتواند جانشين آن گردد ، وجود ندارد ، مثل : وجوب نمازهاى روزانه . در كتاب « الاصول العامة للفقه المقارن » آمده است : « الوجوب التعيينى و يراد به الوجوب الذى يتعلق بفعل بعينه ، و لا يرخص فى تركه الى بدل » . « 1 * » محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 1 ، ص ( 169 - 168 ) . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 71 . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 282 . وجوب توصلى وجوب غير مشروط به قصد قربت هنگام امتثال وجوب توصلى ، مقابل وجوب تعبدى ، وجوبى است كه تحقق يافتن آن به قصد قربت نياز ندارد ، ازاين‌رو ، همين‌كه آن كار تحقق يابد ، باعث اسقاط وجوب مىگردد هرچند قصد قربت در آن وجود نداشته باشد ، مانند : وجوب نجات غريق ، دفن ميت ، اداى دين و بر طرف كردن نجاست از مسجد . « 1 - » طباطبايى حكيم ، محمد تقى ، الاصول العامة للفقه المقارن ، ص 61 . ولايى ، عيسى ، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ، ص 367 . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 1 ، ص 138 . مطهرى ، مرتضى ، آشنايى با علوم اسلامى ، ج 3 ، ص 71 . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 76 . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 276 . وجوب سببى الفاظ مورد استفاده شارع در انشاى حكم وجوب وجوب سببى ، مقابل وجوب مسبّبى بوده و عبارت است از الفاظى كه در مرحله انشاى وجوب ، از سوى شارع يا قانون‌گذار به كار گرفته مىشود . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص 33 . وجوب شأنى وجوب فعليت نيافته به دليل وجود مانع يا فقدان شرط وجوب شأنى ، مقابل وجوب فعلى بوده و به اين معنا است كه در عملى ، مقتضى وجوب ( مصلحت ملزمه ) وجود دارد ، ولى به خاطر وجود مانع يا فقدان شرط ، حكم وجوب ، جعل نشده و در همان مرحله اقتضا باقى مانده است . ولايى ، عيسى ، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ، ص ( 194 - 193 ) . وجوب شرطى ر . ك : وجوب مشروط وجوب شرعى وجوب صادر شده از طرف شرع وجوب شرعى ، مقابل وجوب عقلى بوده و عبارت است از بعث و طلب اكيد مولا به انجام كارى ، به‌گونه‌اى كه راضى به ترك آن نمىباشد . پس حاكم به وجوب در اينجا شارع است ، مانند : وجوب نماز كه مولا با امر « صل » آن را به مكلفين مىفهماند و از آنها انجام آن را درخواست نموده و راضى به ترك آن نيست . در اينكه وجوب از هيئت امر ، از طريق وضع به دست مىآيد يا اينكه عقل آن را مىفهمد ، اختلاف است ؛ برخى اعتقاد دارند هيئت امر ، براى وجوب يا اعم از وجوب و ندب وضع شده است ، اما عده‌اى ديگر معتقدند هيئت امر براى برانگيختن مكلف به انجام مطلوب وضع شده ، اما اگر اين كار ناشى از اراده قوى باشد ، عقل از آن ، وجوب ، و در صورتى كه اراده مولا ضعيف باشد ، استحباب را مىفهمد . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 280 .

--> ( 1 ) . طباطبايى حكيم ، محمد تقى ، الاصول العامة للفقه المقارن ، ص 61 . ( 1 * ) . طباطبايى حكيم ، محمد تقى ، الاصول العامة للفقه المقارن ، ص 59 . ( 1 - ) . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 1 ، ص 153 .