مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
875
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
واحد وجود واحد داراى عنوان ؛ اصطلاح مورد بحث در باب اجتماع امر و نهى واحد ، مقابل كثير بوده و مقصود از آن در باب اجتماع امر و نهى ، فعل واحدى است كه محل اجتماع دو عنوان گرديده است . لفظ واحد در اين مقام ، مقابل متعدد آمده است نه مقابل كلى ؛ يعنى فعل واحد بايد در خارج ، يك وجود داشته باشد كه دو عنوان را جمع كرده است . توضيح : واحد گاهى مقابل كلى و گاهى مقابل متعدد به كار مىرود . منظور از متعدد ، دو يا چند عمل است ، مانند : نماز و نظر به اجنبى و يا شنيدن غيبت ، و منظور از واحد ، يك عمل است كه با يك وجود موجود مىشود نه با دو يا چند وجود ، و در باب اجتماع امر و نهى همين معنا مقصود است . بنابراين ، عمل واحد در مقابل اعمال متعدد است و از اين نظر ، تفاوتى نيست كه اين عمل واحد ، كلى بوده و قابل صدق بر كثيرين باشد ، مانند : نماز در خانه غصبى كه واحد است ولى افراد متعدد دارد ، يا شخصى باشد ، مانند : نماز زيد در خانه غصبى كه يك عمل شخصى است و بر نماز عمرو در خانه غصبى صدق نمىكند . در مقابل اين نظريه كه واحد ، اعم از كلى و شخصى است ، برخى همچون مرحوم « صاحب معالم » نزاع را به واحد شخصى و برخى همچون مرحوم « آقا ضياء » آن را به واحد كلى منحصر مىدانند . منظور از واحد ، « واحد بالجنس » نيست ، زيرا « واحد بالجنس » آن است كه دو عمل تحت يك مفهوم كلى باشد ، مانند : سجود براى خدا و بت ، كه سجود اگرچه كلى است ، اما خود اين طبيعت بما هى هى ، تحت امر و نهى نرفته تا بر عمل واحدى ، دو عنوان منطبق شود ، بلكه حصهاى از اين طبيعت تحت امر رفته كه سجود براى خدا است ، و حصه معين ديگر تحت نهى رفته كه سجود براى بت مىباشد و اين دو هيچگاه در وجود خارجى واحد نيستند . مرحوم « آخوند خراسانى » نزاع را در واحد جنسى و نوعى هم جارى مىداند . اين اصطلاح اقسامى دارد كه عبارت است از : 1 . واحد بالجنس ؛ 2 . واحد بالصنف ؛ 3 . واحد بالنوع ، 4 . واحد شخصى ؛ 5 . واحد كلى . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 290 . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 183 . شيرازى ، محمد ، الوصول الى كفاية الاصول ، جزء 2 ، ص 312 . عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 1 ، 2 ، ص 408 . صاحب معالم ، حسن بن زين الدين ، معالم الدين و ملاذ المجتهدين ، ص ( 94 - 93 ) . موسوى بجنوردى ، محمد ، مقالات اصولى ، ص 93 . سجادى ، جعفر ، فرهنگ معارف اسلامى ، ج 4 ، ص 536 . سبحانى تبريزى ، جعفر ، الموجز فى اصول الفقه ، ج 1 ، 2 ، ص ( 116 - 115 ) . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 6 ، ص ( 472 - 456 ) . واحد بالجنس دو يا چند نوع از جنس واحد واحد بالجنس ، واحدى است كه افراد آن در ماهيت ، اشتراك ، ولى در وجود خارجى اختلاف و تعدد دارند ، مانند : سجود كه افراد و انواع متعدد دارد ، از جمله : سجود براى خدا ، سجود براى خورشيد و سجود براى بت و غيره كه هريك در خارج ، وجودى غير از ديگرى دارد ، هرچند همه آنها تحت ماهيت سجود قرار مىگيرد . بيشتر اصولىها امر و نهى را در مورد واحد بالجنس جايز مىشمارند ؛ يعنى روا است آمر به يك نوع سجده ( مانند سجده براى خدا ) امر و از نوع ديگر آن ( سجده براى بت ) نهى كند ؛ اما عدهاى ديگر همچون معتزله اجتماع امر و نهى را در اين مورد جايز ندانستهاند . برخى از اصولىها نيز واحد بالجنس را از محل كلام خارج مىدانند . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 291 . شيرازى ، محمد ، الوصول الى كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 313 . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 183 . سجادى ، جعفر ، فرهنگ معارف اسلامى ، ج 1 ، ص 66 . دهخدا ، على اكبر ، لغتنامه دهخدا ، ج 14 ، ص 20365 . واحد بالصنف دو يا چند فرد از صنف واحد يك نوع واحد بالصنف ، واحدى است كه در وجود خارجى ، افراد متفاوتى دارد ، مانند : « زيد » ، « بكر » و « عمرو » كه در يك صنف ( مرد بودن ) از يك نوع باهم اشتراك دارند . در بين اصولىها اختلاف است كه آيا واحد بالصنف در نزاع اجتماع امر و نهى داخل است يا نه ؛ بيشتر اصولىها ، آن را از محل نزاع خارج مىدانند . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 183 . شيرازى ، محمد ، الوصول الى كفاية الاصول ، ج 2 ، ص ( 314 - 313 ) . واحد بالنوع دو يا چند فرد از نوع واحد واحد بالنوع ، واحدى است كه افرادى دارد و آنها در يك نوع خاص باهم متحدند ، ولى وجودهاى خارجى گوناگونى دارند ،