مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

868

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 37 . واجب تعليقى ر . ك : واجب معلّق واجب تعيينى واجب معيّن و فاقد جانشين در عرض خود واجب تعيينى ، مقابل واجب تخييرى بوده و به اين معنا است كه امر مولا فقط به مورد معينى تعلق گرفته و عمل ديگرى در مقام امتثال نمىتواند جانشين آن گردد ، مانند : روزه ماه رمضان و نمازهاى روزانه كه اراده مولا بر همين نماز و روزه تعلق گرفته و عمل ديگرى غرض مولى را تأمين نمىكند . . . « 1 » مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 94 . سجادى ، جعفر ، فرهنگ معارف اسلامى ، ج 4 ، ص 531 . شهابى ، محمود ، تقريرات اصول ، جزء 2 ، ص 70 . نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 1 ، ص 181 . سبزوارى ، عبد الاعلى ، تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 79 . محقق حلى ، جعفر بن حسن ، معارج الاصول ، ص 72 . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 282 . مطهرى ، مرتضى ، آشنايى با علوم اسلامى ، ج 3 ، ص 72 . شهيد ثانى ، زين الدين بن على ، تمهيد القواعد ، ص 51 . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 6 ، ص 311 . واجب تقرّبى واجب مشروط به قصد تقرب به خدا هنگام امتثال واجب تقرّبى ، واجبى است كه در آن قصد قربت معتبر بوده و به خاطر اطاعت و تقرب به سوى خدا انجام مىگيرد . تفاوت واجب تقربى با واجب تعبدى ، از ديدگاه كسانى كه اين دو را از هم جدا مىدانند ، اين است كه واجب تعبدى به منظور پرستش و راز و نياز با معبود انجام مىگيرد ، ولى واجب تقربى فقط به قصد نزديك شدن به معبود امتثال مىشود ، مانند : پرداخت خمس و زكات كه به خاطر تقرب به خدا است ؛ بنابراين ، در هر دو واجب قصد قربت و نزديكى به خدا شرط است ، ولى در واجب تعبدى علاوه بر آن ، قصد پرستش نيز وجود دارد . « 1 * » خمينى ، روح الله ، مناهج الوصول الى علم الاصول ، ج 1 ، ص 259 . واجب تكرارى واجب تكرارپذير در طول عمر مكلّف واجب تكرارى ، يعنى واجبى كه به‌طور دائم براى مكلف تكرار مىشود ، مانند : نمازهاى روزانه و نماز جمعه و روزه ماه رمضان . در مقابل آن ، واجبى است كه زمينه تكرار آن يا به‌طور هميشگى وجود ندارد و يا حتمى نيست ، مانند : حج كه فقط يك بار بر انسان واجب مىشود . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 171 . واجب تنجيزى ر . ك : واجب منجّز واجب توصّلى واجب بىنياز از قصد قربت هنگام امتثال واجب توصلى ، مقابل واجب تعبدى ، واجبى است كه غرض مولا به وجود يافتن آن در خارج تعلق گرفته و به مجرد تحقق آن در خارج ، امر مولا نيز ساقط مىشود ، و قصد قربت در آن شرط نيست ، بلكه مكلف به هر انگيزه و قصدى آن را امتثال كند ، از عهده او ساقط مىشود ، مانند : اداى دين كه به هر نيتى صورت پذيرد ، هرچند براى تظاهر ، كفايت نموده و ذمّه را آزاد مىكند و قصد قربت در آن شرط نيست . « 1 - » مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 76 . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 2 ، ص ( 37 - 36 ) . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 1 ، ص 138 . محمدى ، ابو الحسن ، مبانى استنباط حقوق اسلامى يا اصول فقه ، ص 49 . ولايى ، عيسى ، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ، ص 367 . عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 1 ، ص 183 . مشكينى ، على ، تحرير المعالم ، ص 60 . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 276 . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 94 . مطهرى ، مرتضى ، آشنايى با علوم اسلامى ، ج 3 ، ص 71 . شهابى ، محمود ، تقريرات اصول ، جزء 2 ، ص 74 . واجب توليدى واجب حاصل‌شده به‌طور قهرى بعد از تحقق مقدمات واجب توليدى ، مقابل واجب غير توليدى ، واجبى است كه با فراهم نمودن تمام مقدمات آن ، ذى المقدمه خود به خود و به طور قهرى به وجود مىآيد و به اراده مستقيم فاعل نياز ندارد ، مانند : قطع اوداج اربعه ( چهار رگ حيوان حلال گوشت ) با رعايت شرايط ، كه به دنبال آن ، ذى المقدمه كه تذكيه باشد ، خودبه‌خود به دست مىآيد ، و يا مانند زوجيت كه با خواندن عقد پديد مىآيد . جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية ، ج 2 ، ص 303 . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 145 . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 335 .

--> ( 1 ) . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 1 ، ص 197 . ( 1 * ) . خمينى ، روح الله ، تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص ( 147 - 146 ) . ( 1 - ) . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 1 ، ص 153 .