مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
866
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
واجبات عرفى ر . ك : واجب عرفى واجب ارتباطى واجب مركب از اجزاى فاقد امتثال و عصيان مستقل واجب ارتباطى ، مقابل واجب غير ارتباطى بوده و به واجب داراى اجزايى گفته مىشود كه بهجا آوردن هريك از آن اجزا چنان با بقيه مرتبط است كه امتثال تمامى آنها من حيث المجموع ، يك امتثال شمرده مىشود ، بهگونهاى كه اگر در انجام هريك از اجزا خللى وارد گردد مانند اين است كه هيچگونه امتثالى صورت نگرفته است ، مانند : وجوب اعتقاد به همه ائمه عليهم السّلام براى دست يافتن به عنوان « مؤمن واقعى » ، زيرا اگر كسى حتى به يك نفر از اين دوازده امام عليه السّلام اعتقاد نداشته باشد مؤمن واقعى نيست ، و يا مانند : نماز واجبى كه ده جزء دارد و اگر كسى از روى عمد يكى از اجزا را بهجا نياورد مانند اين است كه اصلا مأمور به را انجام نداده است . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 5 ، ص ( 16 - 15 ) . واجب ارشادى واجب دلالتكننده بر حكم وضعى شرعى يا حكم ضرورى عقلى و فاقد ثواب و عقاب نفسى واجب ارشادى ، مقابل واجب مولوى بوده و به واجبى گفته مىشود كه در آن ، حكم وجوب ، جنبه ارشاد و راهنمايى به حكم عقل و يا به وجود مصلحت در چيزى دارد كه واجب ، وسيله رسيدن به آن چيز گرديده است . بنابراين ، بعث ارشادى ، يا ارشاد به حكم عقل است در مواردى كه عقل بهطور مستقل بر وجوب چيزى دلالت مىنمايد ، مانند : وجوب اطاعت خداوند ، كه « اطيعوا الله » ارشاد به اين حكم عقل است و يا ارشاد به وجود مصلحت در چيزى است كه انجام واجب در خارج وسيلهاى براى رسيدن به آن به شمار مىرود ، مانند : امر به تطهير لباس براى نماز كه در واقع امر به طهارت ( به عنوان شرط نماز ) مىباشد . ازاينرو مصلحت واقعى متعلق به طهارت مىباشد و تطهير لباس وسيلهاى است براى رسيدن به آن . از موارد امر ارشادى مىتوان به وجوب تعلم احكام شرعى اشاره كرد ، زيرا اين وجوب ، ارشاد محض به حكم عقل براى امتثال اوامر شارع است . همچنين ، وجوب جستوجو از آب به اندازه يك يا دو تيررس براى جواز تيمم از مصاديق وجوب ارشادى است ، زيرا عقل حكم مىكند كسى كه وضو گرفتن بر او واجب است ولى آب در اختيار ندارد ، بايد به اندازه متعارف در جستوجوى آب برآيد و پس از اطمينان از دست نيافتن به آب ، تيمم بر او واجب مىشود . نكته : از آنجا كه بر حكم عقلى و بر امر غيرى ، ثواب و عقابى مترتب نيست ، به واجبهاى ارشادى نيز ثواب و عقاب بار نمىشود . عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 1 ، ص 272 . واجب اصلى ر . ك : واجب اصلى واجب اصلى واجب داراى خطاب مستقل شرعى واجب اصلى ، مقابل واجب تبعى بوده و به واجبى گفته مىشود كه بهطور مستقيم مراد و مقصود متكلم از كلام مىباشد ؛ به بيان ديگر ، به واجبى كه خطاب مستقلى برآن دلالت مىكند و به طور مستقيم مورد اراده مولا قرار گرفته و مدلول مطابقى كلام مىباشد ، واجب اصلى مىگويند ، مانند : نماز . « 1 » در كتاب « نهاية الافكار » آمده است : « فالاصلى هو ما كان ايجابه مقصودا بخطاب مستقل كالصلاة و الوضوء فى مثل قوله عليه السلام : « اذا دخل الوقت وجب الصلاة و الطهور » . « 2 » فيض ، على رضا ، مبادى فقه و اصول ، ص 262 . ولايى ، عيسى ، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ، ص 366 . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 93 . سبزوارى ، عبد الاعلى ، تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 83 . مشكينى ، على ، تحرير المعالم ، ص 60 . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 281 . اصفهانى ، محمد حسين ، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية ، ص 82 . سجادى ، جعفر ، فرهنگ معارف اسلامى ، ج 4 ، ص 528 . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 368 . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 5 ، ص ( 509 - 492 ) . واجب اهم واجب داراى مصلحت بيشتر « در باب تزاحم » واجب اهم ، مقابل واجب مهم بوده و از آن در باب تزاحم در موارد ترتب بحث مىشود ؛ به اين بيان كه هرگاه دو واجب فعلى در يك زمان متوجه مكلفى گردد كه وى قادر به انجام هر دو در يك زمان نيست در صورتى كه مصلحت يكى بيشتر از ديگرى باشد و وجوب واجبى كه داراى مصلحت بيشترى است مطلق ، و وجوب واجبى كه داراى مصلحت كمترى است مشروط به عصيان واجب مطلق و يا بناى بر عصيان آن باشد ، در اين
--> ( 1 ) . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 1 ، ص 196 . ( 2 ) . عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 1 ، ص 332 .