مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
850
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص ( 97 - 96 ) . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 462 . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 2 ، ص 228 . نعت ر . ك : وصف نفل ر . ك : استحباب نقض اصطلاح مشترك بين نقض علّت « در قياس » ، نقض بر تعريف ، و منع مقدمات دليل نقض ، در سه معنا اطلاق مىشود : 1 . نقض علت ( نقض الطرد ) : مراد از علّت ، وصفى است كه مستدل ، علت بودن آن را براى حكم در قياس خود ادعا مىكند ، و نقض آن ، يعنى نشان دادن موردى كه حكم از آن وصف تخلف كرده است ؛ 2 . نقض معرفات : عبارت است از آوردن نقض بر تعريف در جانب اطراد يا انعكاس ؛ يعنى اشكال به جامع افراد و يا مانع اغيار بودن تعريف با آوردن موارد نقض آن ؛ 3 . نقض دليل : يعنى منع يكى از مقدمات دليل . نكته : از آنجايى كه نقض در اين كتاب ( اصطلاحنامه اصول فقه ) اخصهايى مثل نقض فتوا ، نقض يقين و غيره دارد ، بايد آن را عنوانى انتزاعى دانست كه براى اجتماع افراد مختلف نقض ، از آن استفاده شده است . نيز ر . ك : نقض علت ؛ نقض يقين ؛ نقض اجتهاد ؛ نقض دليل . مظفر ، محمد رضا ، المنطق ، ص 212 . نقض اجتهاد ر . ك : تبدل اجتهاد . نقض اجمالى ناتمام دانستن مقدمهاى غير معيّن از مقدمات يك دليل نقض اجمالى ، مقابل نقض تفصيلى ، و به معناى منع مقدمهاى غير معين از مقدمات دليل است ، مانند اينكه گفته شود : « ليس دليلك بجميع مقدماته صحيحا ؛ برخى از مقدمات دليل شما صحيح نيست و در آن كمبودى وجود دارد » ؛ البته نقض اجمالى ، به شاهد ( قرينه و دليل ) خاصى نياز دارد كه عبارت است از اثبات تخلف حكم از دليل يا اثبات محال بودن لازمه دليل . نكته : نقض اجمالى معناى ديگرى نيز دارد كه فراگيرتر از معناى يادشده ، مىباشد . « 2 » جرجانى ، محمد بن على ، كتاب التعريفات ، ص 108 . نقض تفصيلى ناتمام دانستن مقدمهاى معين از مقدمات يك دليل نقض تفصيلى ، مقابل نقض اجمالى ، و به معناى منع مقدمهاى معين از مقدمات دليل است ، خواه براى اين منع سندى ارائه شود يا نشود . چنين نقضى به شاهد و قرينه احتياج ندارد ، چون كسى كه چنين منعى مىكند ، در حقيقت ، از خصم و طرف مقابل ، براى ثبوت چنين مقدمهاى ، دليل مىخواهد ؛ ازاينرو ، نيازى نيست براى عدم ثبوت آن شاهدى اقامه نمايد . نكته : نقض تفصيلى نامهاى ديگرى نيز دارد كه عبارت است از : « منع تفصيلى » و « مناقضه » . تهانوى ، محمد اعلى بن على ، كشاف اصطلاحات الفنون و العلوم ، ج 2 ، ص 1410 . جرجانى ، محمد بن على ، كتاب التعريفات ، ص 108 . نقض حقيقى رفع هيئت اتصالى ، اصطلاح مورد بحث در باب استصحاب نقض حقيقى ، از اقسام نقض يقين در استصحاب است . علماى اصولى معتقدند معناى حقيقى كلمه نقض ، همان رفع هيئت اتصالى است ؛ يعنى ايجاد انفصال و جدايى ميان اجزاى يك مركب حقيقى ، مانند باز كردن رشتههاى نخ بافته شده يا پاره نمودن طناب ، و چون اينگونه نقض مربوط به محسوسات و اجسام حقيقى است ، ازاينرو در « نقض يقين » اين معنا اراده نشده است . نكته : نقض حقيقى به معناى نقض واقعى و تكوينى نيز هست و در استصحاب ، به مجرد وجود شك لاحق ، يقين حقيقتا نقض شده و از بين مىرود ، ولى شارع با جمله « لا تنقض اليقين بالشك » ، مكلف را از اينكه در عمل نيز يقين سابق را نقض كند برحذر داشته و دستور مىدهد آثار متيقن بر مشكوك بار شود . نيز ر . ك : نقض يقين . انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 2 ، ص 574 . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 6 ، ص 184 . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 442 . نقض دليل ناتمام دانستن مقدمهاى از مقدمات يك دليل نقض دليل ، به معناى منع مقدمهاى ، معين يا نامعين ، از مقدمات
--> ( 2 و 1 ) . تهانوى ، محمد اعلى بن على ، كشاف اصطلاحات الفنون و العلوم ، ج 2 ، ص 1410 .