مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
843
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
است در مرحله بعد بر اثر تحليل عقلى ، به « ذات ثبت له ا لضرب » منحل شود ، اما چون ملاك بساطت ، بسيط بودن در عالم تصور و ادراك است ، منافاتى ندارد كه اين مفهوم بسيط در مرحله بعد ، به وسيله تحليل ذهنى به دو يا چند جزء منحل گردد . همچنين ، ملاك تركيب ، تبادر چند صورت ذهنى در ذهن از شنيدن لفظ مشتق است ؛ براى مثال ، از شنيدن لفظ « ضارب » صورت ذهنى ذات ، مبدأ و تلبس ذات به مبدأ ، در ذهن مخاطب و شنونده پديد مىآيد ، چون معناى آن « ذات ثبت له الضرب » است . براساس اين مبنا ، بساطت يعنى پديد آمدن يك صورت ذهنى از شنيدن لفظ مشتق در ذهن مخاطب ، و تركيب يعنى پديد آمدن چند صورت ذهنى از شنيدن لفظ مشتق در ذهن مخاطب . « 1 * » 2 . برخى همچون مرحوم « محقق خوئى » معتقدند ملاك بساطت ، عدم انحلال يك مفهوم حتى در تحليل مفهومى و عقلى است ، و مركب يعنى اينكه با تحليل عقلى ، آن چيز به دو يا چند جزء منحل شود و يا اينكه بدون تحليل نيز داراى اجزا باشد . در كتاب « محاضرات فى اصول الفقه » آمده است : « و من مجموع ذلك يستبين ان مركز النزاع هو البساطة و التركيب بحسب التحليل و الواقع لا بحسب الادراك و التصور » . « 2 * » مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 188 . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 1 ، 2 ، ص 103 . نظريات مطلق آراى اصوليون در معناى حقيقى مطلق نظريات مطلق ، آرا و نظرياتى است كه درباره مفاد موضوع له مطلق ارائه شده است . مشهور اصوليون درباره موضوع له مطلق ، نظريه جمع قيود را مطرح نمودهاند ، اما از زمان « سلطان العلماء » به بعد ، نظريه رفض قيود رايج گرديد . نكته اول : بنا بر نظريه رفض قيود ، در صورت تعارض عام لفظى و مطلق ، عام لفظى مقدم است ، اما بنا بر نظريه جمع قيود ، در صورت پيدايش چنين تعارضى ، عام لفظى مقدم نمىشود ، زيرا مطلق نيز به منزله عام لفظى است و شامل افراد مىشود . « 1 » نكته دوم : معتقدان نظريه رفض قيود ، اطلاق را داراى معناى واحد مىدانند ، اما معتقدان نظريه جمع قيود ، اطلاق را « به افرادى ، احوالى و ازمانى » ، « استغراقى و بدلى » و « لفظى و مقامى » تقسيم مىكنند . « 2 » مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص 208 . خمينى ، روح الله ، مناهج الوصول الى علم الاصول ، ج 2 ، ص 313 . خمينى ، روح الله ، تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 523 . نظريات وضع آراى اصوليون درباره حقيقت رابطه لفظ و معنا نظريات وضع ، ديدگاهها و نظريههايى است كه در مورد حقيقت وضع ( نوع رابطه بين لفظ و معنا ) و واضع الفاظ ، از سوى علما ابراز مىشود . بدون ترديد ، ميان الفاظ و معانى پيوندى تنگاتنگ وجود دارد ، بهگونهاى كه با شنيدن هر لفظى ، معناى مخصوصى به ذهن تبادر مىكند ، اما در مورد حقيقت آن ، ديدگاههايى وجود دارد ؛ برخى مانند « سليمان بن عباد صيمرى » معتقدند اين ارتباط ذاتى است ؛ يعنى چه واضع و اعتباركنندهاى باشد و چه نباشد ، از هر لفظى ، معناى مخصوص آن به ذهن مىآيد . اما مشهور معتقدند دلالت الفاظ بر معانى خود ، تابع وضع واضع است ؛ ازاينرو ، عالمان منطق ، دلالت الفاظ بر معانى را از نوع دلالت وضعيه ، مقابل دلالت عقلى و طبعى ، دانستهاند . البته كسانى كه تابعيت دلالت الفاظ را از معانى به كمك وضع واضع مىدانند در منشأ وضع و اينكه واضع حقيقى كيست ، اختلاف دارند ؛ عدهاى همانند مرحوم « نايينى » به الهى بودن وضع اعتقاد دارند ، « 1 - » اما مشهور علما ، به بشرى بودن وضع معتقد هستند . البته مشهور نيز دو ديدگاه دارند : 1 . گروهى واضع اولى هر لغتى را فرد خاصى مىدانند ؛ براى مثال ، مىگويند : واضع لغت عرب « يعرب بن قحطان » مىباشد ؛ 2 . عدهاى معتقدند واضع اوليه ، فرد يا گروهى مشخص نيست ، بلكه همه مردمان نخستين ، واضع اوليه هستند . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 19 . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 1 ، ص ( 27 - 26 ) . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 1 ، ص ( 83 - 81 ) . مجاهد ، محمد بن على ، مفاتيح الاصول ، ص 2 . نظريه اصطلاحيت لغات ر . ك : نظريه بشريت وضع نظريه اعتبار نظريهاى در باب حقيقت وضع ، مبنى بر اعتبارى بودن آن نظريه اعتبار ، يكى از نظرياتى است كه درباره حقيقت و ماهيت وضع الفاظ ارائه شده است . پس از پذيرش اينكه دلالت الفاظ بر معانى ، امرى ذاتى نيست و نيازمند وضع است ، بحث ديگرى درباره حقيقت و ماهيت
--> ( 1 * ) . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 74 . ( 2 * ) . خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص ( 266 - 265 ) . ( 1 و 2 ) . خمينى ، مصطفى ، تحريرات فى الاصول ، ج 2 ، ص ( 606 - 605 ) . ( 1 - ) . خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص 33 .