مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
828
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
مشهور اصوليون معتقدند جمله ناقص براى نسبت ناقص وضع شده است ، مانند : نسبت موجود در « ضرب زيد » . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 72 . صدر ، محمد باقر ، المعالم الجديدة للاصول ، ص ( 123 - 122 ) . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 264 و 268 و 276 . نسبت واقعى نسبت بين دو شىء مغاير به حسب ذهن يا عالم خارج نسبت واقعى ، مقابل نسبت تحليلى بوده و به نسبتى گفته مىشود كه از علاقه و ارتباط بين دو چيز حكايت مىكند ، به گونهاى كه دو طرف در عالم خارج يا ذهن وجودى مغاير از هم داشته باشند ؛ همانند « زيد قائم » كه نسبت ميان زيد و قائم داراى دو طرف است ، كه در ذهن ، وجودى مغاير از هم دارند . نيز ر . ك : نسبت غير اندماجى . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 254 و 339 . نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 1 ، ص 18 . نسبت وصفى نسبت مستفاد از جملات ناقص وصفى نسبت وصفى ، از اقسام نسبت ناقص و مقابل نسبت اضافى بوده و به معناى نسبت موجود در جملات ناقص وصفى است ، مانند : « الرجل العالم » كه بر رابطه ميان وصف ( العالم ) و موصوف ( الرجل ) دلالت مىنمايد . اينگونه نسبت از اقسام نسبتهاى تحليلى موجود در ذهن است ، زيرا در خارج « الرجل » و « العالم » اتحاد دارند و نسبتى ميان آنها وجود ندارد ؛ به خلاف « الرجل » و « العلم » كه در خارج ميان آنها نسبت وجود دارد ، اما در ذهن ، ميان « الرجل » و « العالم » نسبت تصادقى تام وجود دارد كه در حكم مفهوم مركب بوده و ازاينرو آن را نسبت ناقص مىنامند ، زيرا اين نسبت از راه تحليل مفهوم واحد به وجود مىآيد . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 265 و 277 . نسبت توصيفى ر . ك : نسبت وصفى نسبت وقوعى مفاد هيئت مركب ناقص ، حاكى از وقوع و ثبوت نسبت نسبت وقوعى ، مقابل نسبت ايقاعى بوده و به نسبتى گفته مىشود كه در خارج ثبوت و استمرار وجودى دارد ؛ يعنى در مرحله قبل ايقاع شده و هماكنون وجودش در خارج ثابت است ، مانند : نسبت موجود در مركبات ناقص . نيز ر . ك : نسبت ايقاعى . عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 1 ، ص ( 55 - 54 ) و 374 . نسخ برداشتن حكم شرعى با دليل شرعى متأخر نسخ ، در لغت به معناى نقل ، نسخهبردارى ، ازاله و از بين بردن ، و در اصطلاح ، به معناى برداشتن حكم ثابت در شريعت ، به سبب پايان يافتن مدت زمان آن و انتفاى مصلحت و ملاك آن مىباشد . علماى اصولى ، تعريفهاى متفاوتى از نسخ ارائه نمودهاند : در كتاب « محاضرات فى اصول الفقه » آمده است : « هو فى اللغة بمعنى الازالة و منه نسخت الشمس الظل و فى الاصطلاح هو رفع امر ثابت فى الشريعة المقدسة بارتفاع آمده و زمانه و لا يفرق فيه بين ان يكون حكما تكليفيا او وضعيا و منه يظهر ان ارتفاع موضوعه كارتفاع وجوب الصلاة بخروج وقتها و وجوب الصوم بانتهاء شهر رمضان و هكذا ليس من النسخ فى شىء » . « 1 » مرحوم « ميرزاى قمى » مىگويد : « رفع الحكم الشرعى بدليل شرعى متأخر على وجه لولاه لكان ثابتا » . « 2 » در مورد امكان نسخ اختلاف است ؛ مشهور علماى اسلام ، نسخ را ممكن دانستهاند ؛ بر خلاف علماى يهود و نصارى كه آن را محال مىدانند . نكته اول : مواردى از وقوع نسخ در قرآن عبارت است از : 1 . نسخ حكم جهت قبله از بيت المقدس به سوى كعبه ؛ 2 . نسخ وجوب تصدق قبل از نجوا با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ؛ 3 . نسخ عده وفات از يك سال به چهار ماه و ده روز . نكته دوم : برخى از تفاوتهاى دو واژه نسخ و تخصيص عبارت است از : 1 . نسخ به معناى رفع حكم است ، ولى تخصيص به معناى حصر حكم مىباشد ؛ 2 . دليل ناسخ هميشه بايد پس از دليل منسوخ صادر شده باشد ، ولى دليل مخصص مىتواند قبل و يا بعد از دليل مخصص و يا همراه آن بيايد ؛ 3 . نسخ جز به امر و نهى تحقق نمىيابد ، ولى تخصيص در اخبار ( مقابل انشا ) و غير آن نيز راه دارد ؛ 4 . نسخ ، دليل منسوخ را از اعتبار ساقط مىكند ، ولى تخصيص ، دليل عام را از حجيت ( در بخش تخصيص نخورده ) ساقط نمىكند ؛ 5 . نسخ ممكن است حكم منسوخ را به كلى از ميان ببرد ، ولى تخصيص ، حكم عام را به كلى از ميان نمىبرد . « 3 »
--> ( 1 ) . خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 5 ، ص 328 . ( 2 ) . ميرزاى قمى ، ابو القاسم بن محمد حسن ، قوانين الاصول ، ج 2 ، ص 93 . ( 3 ) . جناتى ، محمد ابراهيم ، منابع اجتهاد ( از ديدگاه مذاهب اسلامى ) ، ص ( 63 - 62 ) .