مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
818
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
موضوع برائت شرعى ر . ك : مجراى برائت شرعى موضوع برائت عقلى ر . ك : مجراى برائت عقلى موضوع تعارض فعل داراى ادله متعارض در مورد حكم آن موضوع تعارض ، عبارت است از فعلى كه درباره حكم آن ، ادله متعارضى وارد شده كه هريك ديگرى را نفى و تكذيب مىكند ؛ براى مثال ، در مورد بيع عذره انسان ، دليلى مىگويد . « ثمن العذرة سحت » و دليلى ديگر مىگويد : « لا بأس ببيع العذرة » ؛ دليل اول ، فروختن كود انسانى را جايز نمىداند و دليل دوم آن را جايز مىداند ؛ در اينجا بيع عذره انسان ، موضوع تعارض است . خويى ، ابو القاسم ، مصباح الاصول ، ج 3 ، ص 346 . موضوع حكم مكلّف مخاطب تكليف شرعى موضوع حكم ، مجموع چيزهايى است كه فعليت حكم مجعول بر آنها توقف دارد ؛ براى مثال ، فعليت وجوب حج ، بر وجود مكلف مستطيع متوقف است ؛ بنابراين مكلف مستطيع ، موضوع حكم وجوب حج است ؛ به بيان ديگر ، موضوع حكم ، مكلفى است كه شرايط عامه تكليف و شرايط خاص آن حكم و تكليف خاص را دارد و بعد از آن ، حكم در حق او جعل شده و فعليت يافته است ؛ يعنى فرض شده كه فعل خارجى را كه طلب يا زجر مولا به آن تعلق گرفته است انجام مىدهد و يا ترك مىنمايد ؛ پس مكلفى كه شرايط تكليف ، همچون عقل ، بلوغ و غيره را دارا است و طلب فعل يا ترك آن از او خواسته شده ، موضوع تكليف به شمار مىآيد . در مثال بالا ، به فعل حج كه وجوب به آن تعلق گرفته ، متعلق تكليف ، و به شخص عاقل و بالغ و مستطيع كه انجام اين كار از او خواسته شده ، هرچند هنگام خطاب مولا حاضر نباشد ( وجودش مفروض گرفته شده باشد ) « موضوع حكم » گفته مىشود . در كتاب « فوائد الاصول » آمده است : « لا اشكال فى ان كل حكم له متعلق و موضوع و المراد من المتعلق هو ما يطالب به العبد من الفعل او الترك كالحج و الصلاة و الصوم و غير ذلك من الافعال ، و المراد بالموضوع هو ما اخذ مفروض الوجود فى متعلق الحكم ، كالعاقل البالغ المستطيع مثلا و بعبارة اخرى المراد من الموضوع هو المكلف الذى طولب بالفعل او الترك بما له من القيود و الشرائط من العقل و البلوغ و غير ذلك » . « 1 » نكته : در قضاياى شرعى ، مثل : « الخمر حرام » ، موضوع حكم ، خمر خارجى يا عنوان خمريت ، و متعلق حكم ، شرب خمر ( فعل مكلف در خارج ) ، و حكم آن ، حرمت است . ازاينرو در بسيارى از موارد در اصول ، موضوع حكم به اين معنا به كار مىرود ؛ بنابراين ، بهتر است ميان موضوع تكليف يا حكم ، كه مكلف است ، و موضوع حكم در قضاياى شرعى ، فرق گذاشته شود . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 194 . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 121 . خمينى ، روح الله ، تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 329 . موضوع علم اصول ر . ك : موضوع اصول فقه موضوع علم اصول فقه ر . ك : موضوع اصول فقه موضوع له الفاظ معناى ملحوظ هنگام وضع لفظ براى آن موضوع له ، معناى معينى است كه لفظ براى آن وضع مىشود ؛ به بيان ديگر ، واضع در هنگام وضع ، اول بايد معنا را تصور كرده ، سپس لفظ را نيز تصور كند ، تا بتواند لفظ را در مقابل معنا قرار دهد ، مانند : « حيوان مفترس ( درنده ) » كه موضوع له لفظ « اسد » است . نكته : ميان اصوليون بحث است كه آيا موضوع له الفاظ ، ذوات معانى و نفس معانى است يا اينكه قيد « مراد بودن » و « تعلق اراده » به صورت شرطيت و يا جزئيت ، در موضوع له الفاظ نقش دارد . نيز ر . ك : اراده . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 1 ، ص 566 . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 89 . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 1 ، ص 54 . ولايى ، عيسى ، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ، ص 373 . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 31 . مؤول ر . ك : لفظ مؤوّل ميزان اجتماع و امتناع ر . ك : ملاك باب اجتماع ميزان تعارض ر . ك : معيار تعارض
--> ( 1 ) . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 1 ، ص 145 .