مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

794

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

اصولىها اختلاف است ؛ مشهور معتقدند ملازمه وجود دارد و برخى نيز تفصيل داده‌اند . در كتاب « دروس فى علم الاصول » آمده است : « و قد ادعى جماعة من الاصوليين الملازمة بين حسن الفعل عقلا و الامر به شرعا و بين قبح الفعل عقلا و النهى عنه شرعا و فصّل بعض المدقّقين منهم بين نوعين من الحسن و القبح ، احدهما : الحسن و القبح الواقعان فى مرحلة متأخرة عن حكم شرعى و المرتبطان بعالم امتثاله و عصيانه من قبيل حسن الوضوء باعتباره طاعة لامر شرعى و قبح اكل لحم الأرنب بوصفه معصية لنهى شرعى ، و الآخر : الحسن و القبح الواقعان بصورة منفصلة عن الحكم الشرعى كحسن الصدق و الامانة و قبح الكذب و الخيانة ، ففى النوع الاول يستحيل أن يكون الحسن و القبح مستلزما للحكم الشرعى و الا للزم التسلسل . . . » . « 1 » ملازمه نهى و فساد ر . ك : دلالت نهى بر فساد ملازمه واقعى تلازم در عالم واقع بين حكم عقل و حكم شرع ملازمه واقعى ، مقابل ملازمه ظاهرى بوده و عبارت است از ملازمه‌اى كه در واقع و در نظر شارع ميان حكم عقل مستقل و حكم شرع وجود دارد ؛ به اين معنا كه هر چيزى را كه عقل در درك حسن و قبح آن استقلال دارد ، در صورتى كه در واقع و در نظر شارع مانعى براى آن نباشد ، شرع نيز به وجوب و حرمت آن حكم مىكند . البته اين در فرضى است كه عقل بر مصالح و مفاسد واقعى احاطه كامل دارد و بپذيريم كه عقل هرچه را حكم كند نظر شارع نيز همان است . نيز ر . ك : ملازمه ظاهرى . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 3 ، ص 60 . حكيم ، محمد سعيد ، المحكم فى اصول الفقه ، ج 2 ، ص 181 . ملازمه وجوب شىء و حرمت ضد ر . ك : ملازمه امر به شىء و نهى از ضد ملاكات احكام ر . ك : علل احكام ملاك اراده اسباب تعلق اراده شخص به چيزى ملاك اراده ، وجود مصالح ، مفاسد و انگيزه‌هايى است كه سبب اراده شخص مريد گرديده و در او شوق مؤكد نفسانى براى رسيدن به مراد برمىانگيزد ؛ به بيان ديگر ، ملاك اراده ، مصلحتى است اعم از واقعى يا خيالى كه شخص را به سوى تحقق آن حركت مىدهد ، يا مفسده‌اى است كه شخص براى رهايى از آن ، از كارى دورى مىكند . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 205 . ملاك باب اجتماع اسباب تحقق اجتماع امر و نهى در شىء واحد منظور از ملاك باب اجتماع ، شرايطى است كه تحقق آنها باعث انعقاد بحث اجتماع امر و نهى در شىء واحد و جدايى اين باب از باب تعارض و غير آن مىگردد . اين شرايط عبارت است از : 1 . اتحاد آمر و ناهى ؛ كسى كه امر مىكند با كسى كه نهى مىكند يك نفر و يا در حكم يك نفر ( مانند معصومان عليهم السّلام كه نور واحدند ) باشد ؛ 2 . اتحاد مأمور و منهى ؛ امر و نهى متوجه شخص واحدى شود ؛ 3 . اختلاف عنوان مأمور به و منهى عنه ؛ براى مثال ، امر به عنوان « نماز » و نهى به عنوان « غصب » تعلق گيرد ؛ 4 . اجتماع اتفاقى ( مقابل دايمى ) مأمور به و منهى عنه در يك مورد ؛ مانند : خواندن نماز در خانه غصبى ؛ 5 . فعليت داشتن ( داراى ملاك بودن ) امر و نهى در ماده اجتماع ؛ يعنى همان گونه كه خطاب امر به نماز به تنهايى در حق مكلف فعليت دارد و داراى مصلحت ملزمه است ، هنگام تلاقى با خطاب نهى از غصب نيز داراى فعليت و ملاك باشد ، و همان گونه كه خطاب نهى از غصب به تنهايى در حق مكلف فعليت دارد و داراى مفسده ملزمه است ، هنگام تلاقى با امر به نماز نيز داراى فعليت و ملاك باشد . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 186 . خمينى ، روح الله ، مناهج الوصول الى علم الاصول ، ج 2 ، ص 116 . خمينى ، مصطفى ، تحريرات فى الاصول ، ج 2 ، ص 214 و 221 . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 3 ، ص ( 44 - 36 ) . ملاك حجيت استصحاب سبب و عامل اعتبار اصل استصحاب ملاك حجيت استصحاب ، به معناى عاملى است كه به اصل استصحاب اعتبار مىبخشد . درباره ملاك حجيت استصحاب اختلاف وجود دارد ؛ برخى معتقدند ملاك حجيت استصحاب ، تعبد شرعى است ، مثل جايى كه « يقين به حالت سابق » و « شك به حالت لاحق » وجود دارد ، و اين ملاك برگرفته از روايات و اخبار باب استصحاب است ، بدون اينكه خصوصيت ديگرى در اين عدم جواز نقض ، دخالت داشته باشد . برخى ديگر معتقدند ملاك حجيت استصحاب ، بناى عقلا است ؛ يعنى عقلا در جايى كه به بقاى حالت سابق يقين داشته باشند

--> ( 1 ) . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 1 ، ص ( 362 - 361 ) .