مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
745
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
غسل قياس نموده و حكم كند كه مستحب است سه بار انجام گيرد . اما معترض در جواب به او بگويد : مسح سر و پا ، مسح است و در مسح بودن مانند مسح از روى كفش است و مسح از روى كفش مستحب نيست سه بار انجام گيرد . نكته : ميان قلب و معارضه دو تفاوت است : 1 . در قلب ، معترض خلاف حكم مستدل را با همان اصل و همان علتى كه به كار برده است ، اثبات مىنمايد ؛ بر خلاف معارضه ، كه در آن اصل و علت در قياس معترض با اصل و علت در قياس مستدل تفاوت دارد ؛ 2 . در قلب صحيح نيست كه مستدل به قالب ( معترض ) اعتراض كند ، زيرا لازمه آن ، اعتراض به اصل و علت قياس خود او است ، اما در معارضه ، مستدل مىتواند به دليل معترض هرگونه اعتراضى همچون منع ، معارضه و غيره بنمايد . زحيلى ، وهبه ، اصول الفقه الاسلامى ، ج 1 ، ص 696 . زهير المالكى ، محمد ابو النور ، اصول الفقه ، ج 4 ، ص 142 . عبد البر ، محمد زكى ، تقنين اصول الفقه ، ص 85 . جرجانى ، محمد بن على ، كتاب التعريفات ، ص 96 . آمدى ، على بن محمد ، الإحكام فى اصول الأحكام ، ج 2 ، ص 342 . معارضه بالغير معارضه با دليل مستدل ، از طريق دليل غير مشابه با دليل او معارضه بالغير ، مقابل معارضه بالمثل است . هرگاه در معارضه ، دليل معترض نه عين دليل مستدل باشد و نه در شكل و هيئت همانند آن ، به آن معارضه بالغير مىگويند . در كتاب « التعريفات » آمده است : « . . . و دليل المعارض ان كان عين دليل المعلل يسمى قلبا و الا فان كانت صورته كصورته يسمى معارضة بالمثل و الا فمعارضة بالغير . . . » . « 1 » معارضه بالمثل معارضه با دليل مستدل ، از طريق دليل مشابه با دليل او معارضه بالمثل ، مقابل معارضه بالغير است . هرگاه در معارضه ، دليل معترض عين دليل مستدل نباشد ، ولى در شكل و صورت شبيه آن باشد ، آن را معارضه بالمثل مىگويند . جرجانى ، محمد بن على ، كتاب التعريفات ، ص 96 . معارضه حجت و لا حجت ناسازگارى مدلول دو دليل ، با علم به عدم حجيت يكى از آن دو بهطور نامعيّن معارضه حجت و لا حجت ، به معناى تنافى مدلول دو دليلى است كه يكى از آن دو بهطور نامعين ، شرايط حجيت را ندارد ؛ مثل اينكه دو حديث كه يكى از آن دو بهطور قطع حجت بوده و ديگرى به يقين حجت نيست ، ولى معلوم هم نيست كدام حجت و كدام لا حجت است ، معارضه نمايند . در اينگونه موارد نمىتوان به قواعد باب تعارض عمل كرد ، زيرا تعارض در جايى است كه دو يا چند دليل متعارض همگى فى نفسه حجيت دارند ، ولى اجتماع مدلول آنها در عالم جعل و تشريع محال است ؛ به خلاف معارضه حجت و لا حجت كه يكى از آنها داراى شرايط حجيت نيست ، و معلوم نيست كداميك از آنها است ؛ در اينگونه موارد به قواعد باب علم اجمالى عمل مىشود . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 3 ، ص 703 . قديرى ، محمد حسن ، البحث فى رسالات عشر ، ص 389 . حكيم ، محمد سعيد ، المحكم فى اصول الفقه ، ج 6 ، ص 145 . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص ( 194 - 193 ) . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 7 ، ص 211 . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 3 ، ص 409 . معارضه خالصه ر . ك : معارضه معارضه غير مستقر ر . ك : تعارض بدوى معارضه مستقر ر . ك : تعارض مستقر معامله ( اخص ) عقود و ايقاعات معامله ( اخص ) ، به معناى عقود و ايقاعات است ؛ يعنى هر امر اعتبارى كه وجودش در خارج ، بر قصد و رضايت و انشا متوقف باشد ، چه انشاى دو جانبه ( عقد ) و چه يكجانبه ( ايقاع ) . معامله معانى مختلفى دارد : 1 . معامله به معناى بيع ، كه اخص از ساير معانى است ؛ 2 . معامله به معناى عقدى كه بين دو نفر واقع مىشود ؛ 3 . معامله به معناى عقود و ايقاعات ؛ 4 . معامله به معناى هرآنچه كه در آن قصد قربت معتبر نيست . آن معنايى از معامله كه معمولا در مباحث اصولى اراده مىشود ، همچون « آيا تعلق نهى به معامله مقتضى فساد است يا نه ؟ » ، معناى سوم است . جعفرى لنگرودى ، محمد جعفر ، ترمينولوژى حقوق ، ص 664 . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص ( 606 - 605 ) . خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 5 ، ص 7 .
--> ( 1 ) . جرجانى ، محمد بن على ، كتاب التعريفات ، ص 96 .