مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

736

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

مشروط ر . ك : جزا مشكوك مكلّف به يا تكليف متعلق شك مشكوك ، در اصطلاح اصولى ، يعنى آنچه كه شك اصولى ( شك و ظن غير معتبر ) به آن تعلق گرفته است . به‌طور كلى ، در بحث اصول عملى ، براى مشكوك تقسيماتى آورده شده است ؛ در يك نگاه ، مشكوك ، يا اصل تكليف است يا مكلف به ، و در نگاه ديگر ، مشكوك ، حكم كلى ، يا حكم جزئى و يا مصداق خارجى است . از هريك از اين اقسام ، در اصول ، با عنوان شك در تكليف ، شك در مكلف به و يا شبهه حكمى ، شبهه موضوعى و شبهه مصداقى ، بحث مىشود . مغنيه ، محمد جواد ، علم اصول الفقه فى ثوبه الجديد ، ص 251 . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 250 . مشهوره زراره ر . ك : مرفوعة زرارة مصادر اجتهاد ر . ك : منابع اجتهاد مصاديق مطلق ر . ك : ادوات مطلق مصالح ر . ك : مصالح مرسله . مصالح تحسينى عوامل بهتر شدن زندگى شخص مصالح تحسينى ، به مصالحى گفته مىشود كه رعايت آنها ، بهبود زندگى را در پى دارد ، ولى عدم رعايت آنها باعث دشوارى در زندگى انسان نمىشود ، مانند : به دست كردن انگشتر و استعمال بوى خوش ، كه نه وجود آنها براى زندگى انسان‌ها ضرورت دارد و نه سبب رفع مشقت و حرج مىگردد . غزالى ، محمد بن محمد ، المستصفى من علم الاصول ( به ضميمه فواتح الرحموت بشرح مسلم الثبوت ) ، ج 1 ، ص ( 291 - 290 ) . جناتى ، محمد ابراهيم ، منابع اجتهاد ( از ديدگاه مذاهب اسلامى ) ، ص 335 . ادريس ، عوض احمد ، الوجيز فى اصول الفقه ، ص 75 . ولايى ، عيسى ، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ، ص 318 . زحيلى ، وهبه ، اصول الفقه الاسلامى ، ج 2 ، ص 1023 . طباطبايى حكيم ، محمد تقى ، الاصول العامة للفقه المقارن ، ص 384 . مصالح حاجى عوامل گشايش در زندگى انسان مصالح حاجى ، به مصالحى گفته مىشود كه رعايت آنها باعث گشايش در زندگى انسان‌ها و رفع سختى از زندگى مىگردد ، ولى عدم رعايت آنها هرچند مشقت و سختى را در پى دارد اما موجب اختلال در زندگى نمىگردد ، مانند : حكم به مباح بودن افطار شخص بيمار در ماه رمضان و يا تشريع احكام مربوط به بيع و اجاره . زحيلى ، وهبه ، اصول الفقه الاسلامى ، ج 2 ، ص 755 و 1022 . غزالى ، محمد بن محمد ، المستصفى من علم الاصول ( به ضميمه فواتح الرحموت بشرح مسلم الثبوت ) ، ج 1 ، ص 286 . ولايى ، عيسى ، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ، ص 318 . ادريس ، عوض احمد ، الوجيز فى اصول الفقه ، ص 74 . طباطبايى حكيم ، محمد تقى ، الاصول العامة للفقه المقارن ، ص 384 . خضرى ، محمد ، اصول الفقه ، ص 345 . مصالح حقيقى عوامل واقعى جلب منفعت و دفع ضرر مصالح حقيقى ، مقابل مصالح وهمى مىباشد و در جايى است كه يك كار به‌طور حقيقى جلب منفعت و يا دفع ضرر مىنمايد و تشريع حكم طبق آنها به مصلحت و نفع شخص و يا جامعه مىباشد ، مانند : الزام به ثبت رسمى معاملات مربوط به زمين در اداره ثبت و اسناد كه باعث كاهش دعاوى مربوط به زمين شده و نوعى امنيت و ثبات در معاملات ايجاد مىكند . زحيلى ، وهبه ، الوجيز فى اصول الفقه ، ص 86 . مصالح خاصه ر . ك : مصالح شخصى مصالح شخصى مصالح فرد يا گروه خاص مصالح شخصى ، مقابل مصالح عام بوده و عبارت است از مصالح مربوط به افراد يا گروه‌هاى خاص ؛ در مقابل مصالح مربوط به عموم يا بيشتر افراد جامعه . در مصالح مرسله آنچه واجب است رعايت مصالح عموم است و در تعارض ميان مصلحت اشخاص و مصلحت عموم ، مصلحت اشخاص ناديده گرفته مىشود ؛ براى مثال ، اگر خانه شخصى در مسير خيابانى قرار گيرد كه وجود آن براى عموم مردم آن شهر لازم است ، در اينجا مصالح جامعه مقدم مىگردد و منزل وى تخريب مىشود . خلاف ، عبد الوهاب ، علم اصول الفقه و خلاصة التشريع الاسلامى ، ص 86 .