مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
734
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
حيدر ، محمد صنقور على ، المعجم الاصولى ، ص 865 . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص ( 201 - 198 ) . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص 510 . محقق داماد ، مصطفى ، مباحثى از اصول فقه ، ج 2 ، ص ( 117 - 116 ) . اصفهانى ، محمد حسين ، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية ، ص 337 و 346 . مستند اجماع ملاك حجيت اجماع مستند اجماع ، همان ملاك حجيت اجماع است . مستند اجماع از ديدگاه شيعه ، كشف از قول معصوم عليه السّلام يا وجود دليل معتبرى است كه از معصوم عليه السّلام صادر شده و به ما نرسيده است ، اما مستند اجماع از ديدگاه اهل سنت اين است كه اجماعكنندگان ، اجماع خود را به دليلى استناد بدهند ، چه آن دليل كتاب باشد يا سنت و يا قياس . اجماعى كه چنين مستندى نداشته باشد ، مثل اينكه از طريق الهام و يا توفيق الهى باشد ، اجماع بدون مستند است و بيشتر اهل سنت آن را معتبر نمىدانند ، هرچند برخى از آنان آن را مىپذيرند . به اعتقاد اصوليون شيعه ، اجماع مستند در نزد اهل سنت اجماع مدركى بوده و حجت نيست . برخى از اهل سنت نيز اين اشكال را وارد مىدانند . زهير المالكى ، محمد ابو النور ، اصول الفقه ، ج 3 ، ص 207 و 208 . زحيلى ، وهبه ، الوجيز فى اصول الفقه ، ص 48 . غراوى ، محمد عبد الحسن محسن ، مصادر الاستنباط بين الاصوليين و الاخباريين ، ص 171 . خضرى ، محمد ، اصول الفقه ، ص 325 . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 10 ، ص 292 . مختارى مازندرانى ، محمد حسين ، فرهنگ اصطلاحات اصولى ، ص 23 . مسقطات تكليف امور موجب سقوط تكليف مسقطات تكليف ، هرآن چيزى است كه موجب سقوط تكليف مىشود . سقوط تكليف از راههاى مختلفى انجام مىشود : 1 . سقوط تكليف ، به سبب انجام مأمور به و موافقت با آن ؛ 2 . سقوط تكليف به سبب عصيان مكلف نسبت به مأمور به و انجام مرادف آن ؛ براى مثال ، اگر كسى از زوال شمس تا غروب آفتاب ، نماز ظهر را نخواند ، تكليف ادايى او نسبت به امر به نماز ظهر ساقط مىشود ؛ البته وظيفه او نسبت به قضاى نماز ، تكليف ديگرى است ( كه با دليل ديگرى ثابت مىشود ) ؛ 3 . سقوط تكليف به سبب از بين رفتن موضوع آن ؛ براى مثال ، انسان مسلمان ، به تجهيز ، تكفين و تدفين ميت مسلمان ، مكلف است ، ولى اگر قبل از تجهيز ، آن ميت طعمه حريق شده و خاكستر گردد ، موضوع تكليف منتفى شده و تكليف انسان مسلمان هم ساقط مىگردد ؛ « 1 » 4 . سقوط تكليف به سبب عجز از انجام آن ، البته به شرط آنكه به اختيار نباشد . « 2 » جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية ، ج 2 ، ص 108 . ذهنى تهرانى ، محمد جواد ، تحرير الفصول ، ج 2 ، ص 960 . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 146 . [ مسلك ] مسلك اعتبار ر . ك : نظريه اعتبار مسلك بساطت مشتق ر . ك : نظريه بساطت مشتق مسلك تعهد ر . ك : نظريه تعهد مسلك تقرير ر . ك : طريق تقرير مسلك تلازم ر . ك : نظريه تلازم مسلك حدس ر . ك : طريق حدس مسلك سببيت ر . ك : نظريه سببيت مشترك لفظى ر . ك : لفظ مشترك مشترك معنوى لفظ داراى معناى واحد با مصاديق متعدّد مشترك معنوى ، به لفظى گفته مىشود كه داراى يك معنا است اما آن معنا مصاديق متعددى دارد ، مانند : لفظ « انسان » كه به معناى « حيوان ناطق » است و همه افراد و مصاديق انسان را شامل مىشود . خوانسارى ، محمد ، منطق صورى ، ص 71 . [ مشتق ] مشتق ( ادبى ) لفظ گرفته شده از لفظ ديگر با تناسب در معنا و ترتيب حروف مشتق ، در اصطلاح اديبان ، هر لفظى را گويند كه از لفظ ديگر گرفته شده ، مشتمل بر حروف اصلى آن باشد و در اصل معنا با آن تناسب داشته و در ترتيب حروف نيز با آن موافق باشد ، امّا از لحاظ هيئت با آن اختلاف داشته باشد ، مانند : « ضارب » كه از « يضرب » گرفته شده و حروف اصلى آن را نيز ( ض ، ر ، ب ) به ترتيب دارا است ، و در معنا نيز متناسب با آن است ، ولى هيئت
--> ( 1 ) . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 2 ، ص ( 339 - 338 ) . ( 2 ) . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 207 .