مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
733
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
مستصحب مركب مستصحب داراى اجزاء مستصحب مركب ، مقابل مستصحب بسيط بوده و عبارت است از مستصحبى ( متيقن سابق ) كه امرى غير بسيط بوده و از دو جزء يا بيشتر تركيب شده است ، مانند : استصحاب تنجس آب قليلى كه به سبب ملاقات با نجس ، متنجس شده و سپس در طهارت آن شك شده ؛ كه مستصحب ( تنجس يا انفعال آب ) مركب از دو جزء است : 1 . ملاقات آب با نجاست ؛ 2 . كر نبودن آب . در اينكه آيا استصحاب در مستصحب مركب جارى مىشود يا نه ، ميان اصوليون اختلاف است . ايروانى ، باقر ، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى ، ج 4 ، ص 245 . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 523 . انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 2 ، ص 684 . محمدى ، على ، شرح رسائل ، ج 6 ، ص 83 . مستعمل فيه معنا ، بعد از استعمال لفظ در آن به معنايى كه لفظ به آن اطلاق مىگردد مانند : استعمال لفظ « اسد » در حيوان مفترس مستعمل فيه گفته مىشود . در كتاب « دروس فى علم الاصول » آمده است : « فاستعمال اللفظ فى معناه يعنى ايجاد الشخص لفظا لكى يعد ذهن غيره للانتقال الى معناه و يسمى اللفظ ( مستعملا ) و المعنى ( مستعملا فيه ) و ارادة المستعمل احضار المعنى فى ذهن السامع عن طريق اللفظ ( ارادة استعمالية ) » . « 1 » نكته اول : يكى از شرايط استعمال ، لزوم تغاير بين مستعمل و مستعمل فيه است . « 2 » نكته دوم : در « استعمال لفظ در لفظ » ، مستعمل فيه ، معناى مثل ، صنف و يا نوع لفظ است . مستعملين افراد استعمالكننده لفظ به قصد ايجاد معنا در ذهن مخاطب مستعمل ، اسم فاعل و مصدر آن استعمال است ، و به معناى بهكارگيرنده و بهكاربرنده مىباشد و در اصطلاح ، كسى است كه لفظ را به قصد ايجاد معنا در ذهن مخاطب به كار مىبرد ، زيرا استعمال ، به معناى به كار بردن لفظ و اراده معناى آن است . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 81 . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 131 . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 1 ، ص 255 . مستفتى مقلّد درخواستكننده فتوا از مرجع تقليد مستفتى ، اسم فاعل باب استفعال و به معناى درخواستكننده فتوا است ، و در اصطلاح ، به معناى مقلدى است كه از مرجع تقليد ( مفتى ) درخواست فتوا مىنمايد . به بيان ديگر ، مستفتى ، كسى است كه به واسطه نداشتن ملكه اجتهاد ، تقليد از مجتهد جامع الشرائط بر او واجب شده است ( چه اينكه عامى محض باشد و هيچيك از علومى را كه در اجتهاد ، به عنوان مقدمه معتبر است ، دارا نباشد ، يا اينكه برخى از اين علوم را فراگرفته ، اما هنوز به ملكه اجتهاد دست نيافته باشد ) و نسبت به حكم مسألهاى از مسائل شرعى ، از مرجع تقليد خود ، درخواست فتوا مىنمايد . زحيلى ، وهبه ، اصول الفقه الاسلامى ، ج 2 ، ص ( 1157 - 1156 ) . ابو زهره ، محمد ، اصول الفقه ، ص 376 . علامه حلى ، حسن بن يوسف ، مبادى الوصول الى علم الاصول ، ص 246 . زهير المالكى ، محمد ابو النور ، اصول الفقه ، ج 4 ، ص ( 248 - 247 ) . مستقلات عقلى احكام قابل درك توسط عقل ، بدون نياز به شرع مستقلات عقلى ، از انواع ملازمات عقلى و مقابل غير مستقلات عقلى بوده و عبارت است از يك سلسله احكام عقلى كه عقل به تنهايى و بدون كمك شرع آنها را درك مىكند ، مانند : خوبى عدالت و زشتى ستم . در مستقلات عقلى ، براى رسيدن به حكم شرعى ، يك قياس و استدلال منطقى به شكل زير تشكيل مىگردد : أ ) حكمى كه عقل بهطور مستقل آن را درك مىكند « صغرى » قرار مىگيرد ؛ براى مثال ، « قبح كذب » حكمى است كه عقل مستقلا آن را درك مىكند ؛ ب ) كبراى قياس چنين مىشود : « هرچه عقل بهطور مستقل درك مىكند ، شرع نيز به آن حكم مىكند » ؛ ج ) نتيجه قياس اين مىشود كه : كذب در نزد شرع نيز قبيح و حرام است . از آنجا كه صغراى قياس و كبراى آن از احكام عقل مىباشد ، آن را مستقلات عقلى مىگويند . نكته : « شهيد صدر » بحث مستقلات عقلى را هم در ناحيه حكم عقل نظرى و هم حكم عقل عملى بررسى نموده است . « 1 * »
--> ( 1 ) . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 81 . ( 2 ) . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 134 . ( 1 * ) . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 288 .