مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

713

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

مخصص مجمل بين اقل و اكثر ، به مخصصى مىگويند كه ترديد ناشى از اجمال در آن ، به صورت ترديد ميان اقل و اكثر باشد ، كه دو صورت دارد : أ ) جايى كه مفهوم آن مردد بين اقل و اكثر است ؛ يعنى براى مثال ، دليل عام مىگويد : « اكرم العلماء » و دليل خاص مىگويد : « لا تكرم الفساق من العلماء » و به اين ترتيب ، در مورد معناى واژه « فاسق » ترديد به وجود مىآيد كه آيا فقط به مرتكب كبيره ، اطلاق مىشود ( اقل ) يا به مرتكب كبيره و صغيره ، هر دو ( اكثر ) . ب ) موردى كه مصداق آن مردد بين اقل و اكثر است ، و آن در جايى است كه دليل عام مىگويد : « اكرم العلماء » ، و دليل خاص مىگويد : « لا تكرم الفساق منهم » ، كه در مفهوم فاسق ترديد نمىباشد ، ولى معلوم نيست تعداد مرتكبين كبيره بيست نفر است ( اقل ) يا سى نفر ( اكثر ) . خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 5 ، ص ( 180 - 179 ) . فيض ، على رضا ، مبادى فقه و اصول ، ص ( 236 . 235 ) . حيدرى ، على نقى ، اصول الاستنباط ، ص 140 . عراقى ، ضياء الدين ، مقالات الاصول ، ص 438 . سبحانى تبريزى ، جعفر ، الموجز فى اصول الفقه ، ج 1 ، 2 ، ص 195 . مخصص مجمل بين متباينين مخصّص مردّد بين دو امر متباين ترديد و دوران ناشى از اجمال ، در هريك از مخصص مجمل مصداقى و مخصص مجمل مفهومى به دو صورت قابل تصور است : 1 . دوران بين اقل و اكثر ؛ 2 . دوران بين متباينين . مخصص مجمل بين متباينين ، مخصصى است كه ترديد ناشى از اجمال در آن به صورت ترديد ميان دو امر متباين مىباشد ، كه دو صورت دارد : أ ) موردى كه مفهوم آن ، بين متباينين مردد باشد ، مانند اين كه دليل عام مىگويد : « اكرم العلماء » و دليل خاص مىگويد : « لا تكرم زيدا العالم » و مفهوم زيد بين « زيد بن بكر » و « زيد بن خالد » مردد است ؛ ب ) موردى كه مصداق آن ، بين متباينين مردد مىباشد ، مثل اينكه دليل عام بگويد : « اكرم العلماء » و دليل خاص بگويد : « لا تكرم الفساق من العلماء » ، درحالىكه معناى فاسق روشن است ، ولى شك وجود دارد كه كدام‌يك از دو فرد خارجى ( زيد يا عمرو ) فاسق مىباشد . نكته : اقل و اكثر هميشه در جايى پيش مىآيد كه قدر متيقن ، يا همان اقل ، وجود دارد ، و ما زاد برآن ( اكثر ) مشكوك است ؛ ولى در متباينين ، قدر متيقن وجود ندارد . خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 5 ، ص 182 . عراقى ، ضياء الدين ، مقالات الاصول ، ج 1 ، ص 348 . فيض ، على رضا ، مبادى فقه و اصول ، ص ( 237 - 236 ) . حيدرى ، على نقى ، اصول الاستنباط ، ص 140 . سبحانى تبريزى ، جعفر ، الموجز فى اصول الفقه ، ج 1 ، 2 ، ص 196 . مخصص مجمل مصداقى مخصّص داراى اجمال از ناحيه مصداق مخصص مجمل مصداقى ، آن است كه اجمال و ابهام دليل خاص ، از ناحيه مصداق مىباشد ؛ به اين معنا كه مفهوم دليل خاص ، كاملا روشن است ، اما در ناحيه مصداق ، اجمال وجود دارد كه آيا اين فرد به خصوص كه عنوان عام شامل آن مىشود ، در عنوان خاص داخل شده و از تحت حكم عام بيرون رفته است يا خير . براى مثال ، اگر مولا بگويد : « اكرم العلماء » و سپس بگويد : « لا تكرم الفساق منهم » ، روشن است كه « فاسق » به كسى اطلاق مىشود كه يا مرتكب گناه كبيره شود يا اصرار بر صغيره نمايد ، ولى معلوم نيست آيا زيد عالم ، مرتكب كبيره شده يا اصرار بر صغيره داشته است يا نه ؛ در اينجا ، اجمال در مصداق مخصص است و از آن به شبهه مصداقيه تعبير مىشود . و يا مانند اينكه دانسته شود « يد امانى » ضمان‌آور نيست و « يد عدوانى » ضمان‌آور است و در خارج مالى در دست كسى تلف شود ولى شك به وجود آيد كه آيا يد او امانى است يا عدوانى . حيدرى ، على نقى ، اصول الاستنباط ، ص 139 و 142 . محمدى ، ابو الحسن ، مبانى استنباط حقوق اسلامى يا اصول فقه ، ص 91 و 94 . عراقى ، ضياء الدين ، مقالات الاصول ، ج 1 ، ص 439 . سبحانى تبريزى ، جعفر ، الموجز فى اصول الفقه ، ج 1 ، 2 ، ص 199 . مخصص مجمل مفهومى مخصّص داراى اجمال از ناحيه مفهوم مخصص مجمل مفهومى ، آن است كه اجمال و ابهام دليل خاص ، در ناحيه مفهوم مىباشد و از آن به شبهه مفهومى تعبير مىشود ، و آن در جايى است كه مصداق خاص ، روشن و مبين ، ولى معنا و مفهوم خاص ، مجمل و مردد مىباشد . مانند اينكه مولا بگويد : « اكرم العلماء » و سپس بگويد : « لا تكرم الفساق من العلماء » ، اما معلوم نباشد آيا « فاسق » فقط به كسى گفته مىشود كه مرتكب كبيره باشد و يا مرتكب صغيره را هم شامل مىشود . عراقى ، ضياء الدين ، مقالات الاصول ، ج 1 ، ص 439 . حيدرى ، على نقى ، اصول الاستنباط ، ص 139 و 143 . محمدى ، ابو الحسن ، مبانى استنباط حقوق اسلامى يا اصول فقه ، ص ( 94 - 93 ) .