مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
707
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
زحيلى ، وهبه ، الوجيز فى اصول الفقه ، ص 241 . محمول اصول فقه احكام متعلق به موضوعات اصولى مراد از محمول اصول فقه ، همان محمولات مسائل آن است ؛ به بيان ديگر ، احكامى است كه بر موضوعات اصولى بار مىگردد ، مانند : حجيت ، در قضيه « خبر واحد حجت است » و يا مانند « اقتضاى فساد » ، در قضيه « نهى از عبادت مقتضى فساد است » و يا ساير محمولات ، مثل : جواز اجتماع امر و نهى و يا ظهور صيغه امر در وجوب و اجزا . خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص 19 . مخاطب شخص مورد خطاب گوينده مخاطب يا شنونده ، به كسى مىگويند كه روى سخن گوينده به او است و متكلم با قصد خطور دادن معنا در ذهن او كلام را القا مىكند . از شرايط عمومى مخاطب اين است كه شعور و فهم داشته و به وضع نيز عالم باشد . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص 138 و 134 . مخاطب متكلّم مخاطب يا گوينده ، كسى است كه به قصد فهماندن مطلبى ، روى سخن را متوجه شنونده مىكند و قصد خطور دادن معنا در ذهن مخاطب را دارد . از شرايط عمومى متكلم و گوينده اين است كه شعور داشته ، عالم به وضع باشد و قصد فهماندن چيزى را به مخاطب داشته باشد . در كتاب « انوار الاصول » آمده است : « يعتبر فى الخطاب ثلاثة اشياء : المخاطب بالكسر و المخاطب بالفتح و اداة الخطاب » . « 1 » نكته : در اينكه عموم خطاب ، خود مخاطب را نيز دربر مىگيرد يا نه ، اختلاف است ؛ بيشتر علما آن را در عموم خطابش داخل مىدانند . « 2 » مخاطب تنزيلى شىء يا شخص فرض شده به عنوان مخاطب حقيقى مخاطب تنزيلى ، كه مقابل مخاطب حقيقى مىباشد ، مخاطبى است كه يا در مجلس خطاب حضور ندارد و در آينده به وجود مىآيد ، يا در مجلس خطاب حضور دارد ، ولى ملتفت نيست غافل است يا اينكه داراى شعور نيست ، مثل كوه يا سنگ كه نازل منزله و در حكم مخاطب حقيقى شمرده شده است ؛ براى مثال در آيه شريفه : وَ قِيلَ يا أَرْضُ ابْلَعِي ماءَكِ وَ يا سَماءُ أَقْلِعِي . . . « 1 * » زمين و آسمان مخاطب قرار گرفتهاند . در كتاب « انوار الاصول » آمده است : « إنّ الوجدان حاكم على أنّ فى مثل « يا كوكبا ما كان اقصر عمره » الذى ليس المخاطب حقيقيا ، لعدم كونه حاضرا ملتفتا . . . » . « 2 * » مخاطب حقيقى شخص ملتفت حاضر در مجلس خطاب و مورد نظر متكلم مخاطب حقيقى ، مقابل مخاطب تنزيلى ، هر موجود با شعورى است كه در مجلس خطاب با حالت التفات و توجه حضور داشته باشد و روى سخن نيز متوجه او باشد . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص 134 . [ مخالفت ] مخالفت احتمالى ترك عمل به بعض اطراف علم اجمالى مخالفت احتمالى ، از اقسام مخالفت احكام و مقابل مخالفت قطعى مىباشد و در جايى است كه مكلف بهطور اجمالى به تكليف علم دارد ، ولى در مقام عمل ، بعضى از اطراف علم اجمالى را بهجا نمىآورد . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 138 . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 4 ، ص ( 119 - 118 ) . مغنيه ، محمد جواد ، علم اصول الفقه فى ثوبه الجديد ، ص 289 . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 313 . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 3 ، ص ( 127 - 126 ) . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 5 ، ص 30 . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 260 . مخالفت احكام ترك عمل به تكليف احراز شده مخالفت احكام ، مقابل موافقت احكام بوده و آن در جايى است كه مكلف دستورى را كه مولا به او داده احراز نمايد ، ولى مطابق آن رفتار نكرده ، و مخالفت ورزد . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 260 . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 404 . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 4 ، ص 114 و 548 . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 138 . صدر ، محمد باقر ، جواهر الاصول ، ص 176 .
--> ( 1 ) . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص 138 . ( 2 ) . عجم ، رفيق ، موسوعة مصطلحات اصول الفقه عند المسلمين ، ج 2 ، ص 1387 . ( 1 * ) . هود ( 11 ) ، آيه 44 . ( 2 * ) . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص 134 .