مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

685

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

مبادى ملكه‌اى مبادى مشتق از سنخ ملكات نفسانى مبادى ملكه‌اى ، از اقسام مبادى مشتقات بوده و در جايى است كه مبدأ مشتق از نوع ملكات نفسانى مىباشد ؛ يعنى حالات و كيفيات نفسانى كه در نفس انسان بر اثر ممارست و تكرار پديد مىآيد و به سادگى زايل نمىگردد ، مانند : ملكه اجتهاد و طبابت ؛ بر خلاف حالات نفسانى كه زودگذر مىباشد . نكته : تلبس فعلى مشتقات به مبادى ، به سبب اختلاف مبادى ، گوناگون مىگردد . در مبادى ملكه‌اى تا زمانى كه ملكه نفسانى در شخص وجود دارد ، تلبس آن فعلى است ، بنابراين ، تا وقتى ملكه اجتهاد در شخص وجود دارد ، تلبس او به مبدأ اجتهاد بالفعل است ، و لو اينكه در عمل ، اجتهادى انجام ندهد . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 166 . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص ( 61 - 60 ) . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 62 . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 1 ، ص 127 . ذهنى تهرانى ، محمد جواد ، تحرير الفصول ، ج 1 ، ص ( 316 - 314 ) . مبادى منطقى اصول فقه مباحث منطقى دخيل در فهم اصول فقه مبادى منطقى اصول فقه ، به معناى مسائل منطقىاى است كه دانستن آنها براى فراگيرى اصول فقه ضرورى است ، همانند مبحث دلالت كه در مباحث الفاظ كاربرد دارد و يا مانند دانستن شكل‌هاى مختلف قياس منطقى براى استنباط حكم شرعى . براى مثال ؛ جهت استفاده وجوب نماز از آيه « أَقِيمُوا الصَّلاةَ » ، * دانستن شكل و قياس منطقى براى انتاج وجوب شرعى از اين آيه ، ضرورى است ؛ به اين بيان كه : 1 . « اقيموا » فعل امر است ( صغرى ) ؛ 2 . هر فعل امرى ، در وجوب ظهور دارد ( كبرى ) ؛ 3 . « اقيموا » در وجوب ظهور دارد ( نتيجه ) . پس از قياس اول ، قياس ديگرى تشكيل مىشود : 1 . « اقيموا » در وجوب ظهور دارد ( صغرى ) ؛ 2 . ظواهر قرآن حجت است ( كبرى ) ؛ 3 . ظهور « اقيموا » در وجوب ، حجت است ( نتيجه ) . رشتى ، حبيب الله بن محمد على ، بدائع الافكار ، ص 3 . مبادى وجوب شروط جعل وجوب براى موضوعى خاص مبادى وجوب ، مقدماتى است كه سبب مىشود حكم وجوب براى موضوعى جعل گردد . اين مبادى عبارت است از : 1 . وجود مصلحت ملزمه در متعلق حكم ؛ 2 . اراده أكيد و شوق شديد مولا به آن . بنابراين ، وقتى مولا چيزى را تصور كرد و پس از بررسى ، تصديق نمود كه در آن مصلحت ملزمه مصلحتى كه تحصيل آن الزامى است وجود دارد ، به آن شوق اكيد پيدا كرده و حكم وجوب را نسبت به آن جعل مىنمايد . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 163 . همان ، ج 2 ، ص 223 . مبانى اجتهاد ر . ك : مقدمات اجتهاد . مبدأ اشتقاق ر . ك : مبادى مشتقات مبدأ عرضى متأصل ر . ك : مبادى عرضى مبدأ مشتق ر . ك : مبادى مشتقات مبطلات علت امور كاشف از عدم علّت وصف در قياس فقهى امورى كه كاشف از عدم عليت وصف در قياس مىباشد ، مبطلات علت ناميده مىشود ؛ به بيان ديگر ، مبطلات علت ، طرقى است كه دلالت مىكند بر اينكه وصف خاص در قياسى خاص ، صلاحيت علت بودن را ندارد . به مبطلات علت ، قوادح علت و مفسدات علت نيز گفته مىشود . برخى از اين مبطلات عبارت است از : عدم تأثير ؛ عدم عكس ؛ فرق ؛ فساد وضع ؛ قلب ؛ كسر ؛ معارضه . نكته : درباره تعداد مبطلات علت بين اصولىهاى اهل سنت اختلاف وجود دارد ؛ « شافعيه » آن را شش مبطل ذكر كرده‌اند : نقض ؛ عدم تأثير ؛ كسر ؛ قلب ؛ قول به موجب ؛ فرق ، و « فخر رازى » تعداد آنها را پنج مبطل دانسته است . « 1 » « ابن حاجب » آنها را تا 25 نوع شمرده است و سپس همه آنها را به منع و معارضه برگردانده است . همچنين ، « شوكانى » تا 28 مبطل را ذكر نموده است . « 2 » زهير المالكى ، محمد ابو النور ، اصول الفقه ، ج 4 ، ص 119 . آمدى ، على بن محمد ، الإحكام فى اصول الأحكام ، ج 2 ، ص ( 360 - 324 ) .

--> ( 1 ) . فخر رازى ، محمد بن عمر ، المحصول فى علم اصول الفقه ، ج 5 ، ص 235 . ( 2 ) . زحيلى ، وهبه ، اصول الفقه الاسلامى ، ج 1 ، ص 685 و 700 .