مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

674

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

مهجور نمىشود ، ثانيا : ميان معناى اول و دوم در منقول مناسبت وجود دارد ؛ بر خلاف مرتجل . همان ، ص ( 35 - 34 ) . علامه حلى ، حسن بن يوسف ، مبادى الوصول الى علم الاصول ، ص 62 . رشتى ، حبيب الله بن محمد على ، بدائع الافكار ، ص ( 55 - 54 ) . فخر رازى ، محمد بن عمر ، المحصول فى علم اصول الفقه ، ج 1 ، ص 228 . جرجانى ، محمد بن على ، كتاب التعريفات ، ص 91 . مظفر ، محمد رضا ، المنطق ، ص 40 . لفظ مركب ر . ك : الفاظ مركب لفظ مستعمل ر . ك : الفاظ مستعمل لفظ مشترك لفظ وضع شده براى چند معنا به‌طور مستقل لفظ مشترك ، از اقسام الفاظ متعدد المعنى بوده و عبارت است از لفظ واحدى كه به‌طور جداگانه براى معانى متعدد جداگانه وضع شده است ، مانند : لفظ « عين » كه يك بار براى طلا و بارهاى ديگر به صورت جداگانه براى نقره ، چشم ، چشمه و . . . وضع شده است . مظفر ، محمد رضا ، المنطق ، ص 39 . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 26 . رشتى ، حبيب الله بن محمد على ، بدائع الافكار ، ص 54 . زهير المالكى ، محمد ابو النور ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 15 . حيدرى ، على نقى ، اصول الاستنباط ، ص 67 . لفظ مشكّك ر . ك : كلى مشكك لفظ مشكل لفظ غير روشن در دلالت بر معنا ، ناشى از عامل درونى لفظ مشكل ، از اقسام الفاظ غير واضح بوده و به لفظى گفته مىشود كه دلالت آن بر معنا ، به دليل عاملى كه در خود لفظ است ، مخفى و پنهان مىباشد ، به‌طورى كه معناى آن بدون تأويل و قرينه فهميده نمىشود . سبب خفا در لفظ مشكل ، مشترك بودن لفظ بين دو يا چند معنا است بىآنكه دلالت آن بر يكى از آن معناها راجح باشد ، مانند : لفظ « قروء » در آيه شريفه : وَ الْمُطَلَّقاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلاثَةَ قُرُوءٍ « 1 » كه مشترك بين « طهر » و « حيض » است . نكته : تفاوت لفظ خفى و مشكل ، آن است كه عامل مخفى بودن معناى لفظ مشكل ، در خود لفظ است ، و مفهوم آن بدون كمك قرائن خارجى روشن نمىشود ، ولى عامل خفاى معناى لفظ خفى خارج از آن است . زحيلى ، وهبه ، اصول الفقه الاسلامى ، ج 1 ، ص 338 . لفظ مشهور ر . ك : الفاظ مشهور لفظ مطلق ر . ك : مطلق لفظ مفرد ( مقابل جمع ) لفظ دلالت‌كننده بر يك فرد از افراد طبيعت لفظ مفرد ، مقابل لفظ تثنيه و جمع بوده و به لفظى گفته مىشود كه بر يك فرد از افراد طبيعت دلالت مىكند ، مانند : « زيد » ، « اسد رجل » . عالمان اصولى درباره اينكه آيا استعمال لفظ مفرد در بيش از يك معنا جايز است يا نه اختلاف كرده‌اند و مشهور معتقدند چنين استعمالى جايز نيست . نيز ر . ك : استعمال لفظ در معانى متعدد . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 41 . صاحب معالم ، حسن بن زين الدين ، معالم الدين و ملاذ المجتهدين ، ص 40 . خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص 211 . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 151 . لفظ مفرد ( مقابل مركب ) ر . ك : الفاظ مفرد لفظ منقول لفظ نقل شده از يك معنا به معنايى متناسب با اوّلى ، با متروك شدن معناى اوّل لفظ منقول ، از اقسام لفظ متعدد المعنى بوده ، و به لفظى گفته مىشود كه در معنايى وضع شده و سپس از آن معنا به سبب مناسبتى به معناى ديگر نقل شده است ؛ به خلاف لفظ مرتجل كه بدون مناسبت به معناى ديگر نقل مىشود ، مانند : لفظ « صلات » كه در لغت به معناى دعا است ، سپس در زبان شارع به معناى عبادت خاصى به كار رفته است . و مانند لفظ « حج » كه در آغاز براى « مطلق قصد كردن » وضع شده ، سپس به « قصد رفتن به مكه مكرمه و انجام اعمال مخصوص آن » ، نقل معنا يافته است . نكته : در تعريف لفظ منقول ، همانند لفظ مرتجل ، اختلاف است . نيز ر . ك : لفظ مرتجل . علامه حلى ، حسن بن يوسف ، مبادى الوصول الى علم الاصول ، ص ( 63 - 62 ) .

--> ( 1 ) . بقرة ( 2 ) ، آيه 228 .