مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

651

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

فخر رازى ، محمد بن عمر ، المحصول فى علم اصول الفقه ، ج 5 ، ص 5 . خضرى ، محمد ، اصول الفقه ، ص 333 . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص 518 . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 251 . شهابى ، محمود ، رهبر خرد ، ص 241 . زحيلى ، وهبه ، اصول الفقه الاسلامى ، ج 1 ، ص 600 . طباطبايى حكيم ، محمد تقى ، الاصول العامة للفقه المقارن ، ص 303 . قياس ( منطق ) استدلال از كلّى به جزئى ، مفيد يقين به حسب صورت استدلال قياس ( منطق ) ، مقابل قياس ( اصول ) بوده و به معناى استدلال در قالب يكى از اشكال منطقى براى پى بردن به قضيه مجهول از راه قضيه معلوم است ، به‌گونه‌اى كه قضيه مجهول لازمه قضيه معلوم مىباشد . قياس منطقى با قياس اصولى فقهى كاملا متفاوت است ؛ آنچه را منطقى ، قياس مىداند ، اصولى يا فقيه ، دليلى معتبر و قطعى مىشمارد و به نام برهان و « دليل » از آن ياد مىكند ، و آنچه را اصولى قياس مىشمارد منطقى از آن به عنوان تمثيل ياد مىكند و براى آن حجيت و اعتبار قائل نيست . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص 519 . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 3 ، ص 352 . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 170 . همان ، ج 1 ، ص ( 199 - 198 ) . جناتى ، محمد ابراهيم ، منابع اجتهاد ( از ديدگاه مذاهب اسلامى ) ، ص 265 . محمدى ، ابو الحسن ، مبانى استنباط حقوق اسلامى يا اصول فقه ، ص 189 . غزالى ، محمد بن محمد ، المستصفى من علم الاصول ( به ضميمه فواتح الرحموت بشرح مسلم الثبوت ) ، ج 2 ، ص 249 . قياس آشكار ر . ك : قياس جلى قياس اخاله ر . ك : قياس تخريج مناط قياس ادنى كمتر بودن وضوح يا تحقق « علّت » در « فرع » قياس فقهى قياس ادنى ، به قياسى گفته مىشود : كه تحقق علت در فرع انطباق عنوان علت بر فرع از تحقق آن در اصل ضعيف‌تر و يا داراى وضوح كمترى است ، مانند اينكه مجتهدى علت حرمت ربا را در گندم « طعام بودن » آن بداند و سپس بگويد : سيب نيز يك نوع طعام به شمار مىآيد پس ربا در آن نيز حرام است . در اين قياس ، طعام بودن گندم روشن است ، اما طعام بودن سيب خيلى روشن نيست . نكته : در اينكه در قياس ادنى ، ملاك ادون بودن چيست ، اختلاف وجود دارد : 1 . بعضى علت ادون بودن را در قوت و ضعف علت مىدانند ، و چون تحقق علت در فرع از تحقق آن در اصل ضعيف‌تر است ، به آن قياس ادون مىگويند ؛ 2 . برخى نيز دليل ادون بودن را در حكم مىدانند ؛ به اين بيان كه ارتباط حكم با فرع كمتر از ارتباط آن با اصل است ؛ « 1 » 3 . عده‌اى هم علت ادون بودن را در اين مىدانند كه حكم در فرع فقط بنا بر يك احتمال كه در علت داده شده ، ثابت است ، اما حكم در اصل بنا بر تمامى احتمالاتى كه در مذاهب مختلف داده شده ، ثابت است ؛ براى مثال ، علت تحريم ربا را در مذاهب مختلف طعام بودن يا مكيل بودن يا قابل ذخيره بودن و غيره دانسته‌اند كه تمامى آنها در گندم وجود دارد ، اما در سيب فقط طعام بودن آن مطرح است و بقيه احتمالات علت ، وجود ندارد . زحيلى ، وهبه ، اصول الفقه الاسلامى ، ج 1 ، ص ( 702 - 703 ) . زحيلى ، وهبه ، الوجيز فى اصول الفقه ، ص 84 . زهير المالكى ، محمد ابو النور ، اصول الفقه ، ج 4 ، ص 42 . قياس اشباه ر . ك : قياس شبه قياس اصولى ر . ك : قياس ( اصول ) قياس اطّراد قياس داراى « علّت » مستنبط از طريق دوران « طرد و عكس » قياس اطّراد ، قياسى است كه علت آن از طريق دوران ( طرد و عكس ) به دست آمده باشد ، مانند : قياس نبيذ با خمر ، زيرا وصف اسكار نسبت به حرمت خمر ، دوران دارد ؛ يعنى آب انگور تا زمانى كه مستى نياورد ، حرمت ندارد و هرگاه مستى آورد حرام نيز هست . نيز ر . ك : دوران . آمدى ، على بن محمد ، الإحكام فى اصول الأحكام ، ج 4 ، 3 ، ص 271 . قياس اولوى ر . ك : قياس اولويت قياس اولويت اقوى و اشدّ بودن « علّت » در « فرع » قياس فقهى قياس اولويت ، قياسى است كه در آن از راه اقوى و اشد بودن وجود علت ( مناط حكم اصل ) در فرع ، حكم اصل به فرع سرايت

--> ( 1 ) . ابو زهره ، محمد ، اصول الفقه ، ص 231 .