مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

639

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

خمينى ، مصطفى ، تحريرات فى الاصول ، ج 1 ، ص 361 . زحيلى ، وهبه ، اصول الفقه الاسلامى ، ج 1 ، ص 56 . قدسى مهر ، خليل ، الفروق المهمة فى الاصول الفقهية ، ص ( 33 - 32 ) . خضرى ، محمد ، اصول الفقه ، ص 43 . خمينى ، روح الله ، تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 186 . فاضل تونى ، عبد الله بن محمد ، الوافية فى اصول الفقه ، ص 83 . [ قضيه ] قضيه شرطيه ر . ك : جمله‌هاى شرطى قضيه شرطيه اتفاقيه ر . ك : جمله شرطيه اتفاقيه قضيه شرطيه لزوميه ر . ك : جمله شرطيه لزوميه قضيه غائيه ر . ك : جمله‌هاى غائى قضيه وصفيه ر . ك : جمله‌هاى وصفى قطّاع شخص زودباور ، به خاطر خلل در عقل قطّاع ، به كسى مىگويند كه از اسبابى كه معمولا براى انسان‌هاى متعارف ، قطع نمىآورد ، به قطع مىرسد و سريع القطع و زودباور است و اين حالت ، ناشى از خللى است كه در عقل به وجود مىآيد و سبب بيمارى زودباورى مىگردد . بنابراين ، مواردى كه سريع القطع بودن ، به جهت ذكاوت و تيزهوشى باشد ، از محل بحث خارج است . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 43 . سبحانى تبريزى ، جعفر ، المحصول فى علم الاصول ، ج 3 ، ص 80 . انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 1 ، ص 22 . سجادى ، جعفر ، فرهنگ معارف اسلامى ، ج 3 ، ص 537 . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ج 2 ، ص 267 . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ص 223 . محمدى ، على ، شرح رسائل ، ج 1 ، ص ( 90 - 83 ) . خويى ، ابو القاسم ، مصباح الاصول ، ج 2 ، ص 53 . قطع اعتقاد جازم نسبت به يك چيز قطع ، در لغت به معناى بريدن و انكشاف كامل و نيز به معناى علم و يقين است . عالمان اصولى معمولا تعريف روشنى از قطع ارائه نداده و مفهوم آن را روشن فرض كرده‌اند ؛ ازاين‌رو ، در بسيارى از كتاب‌هاى اصولى ، يا تعريفى از آن ارائه نشده ، يا به آثار آن تعريف شده است . به‌هرحال ، قطع عبارت است از : « اعتقاد جازمى كه در نظر قاطع با واقع مطابق است » ؛ بنابراين ، شخص قاطع به درستى يا به غلط واقع را براى خود مكشوف مىداند و به هيچ وجه احتمال خلاف در قطع خويش نمىدهد . با توجه به اينكه « علم » عبارت است از « اعتقاد ثابت مطابق با واقع » ، معلوم مىشود كه علم اخص از قطع است و به همين دليل ، قطع را شامل علم ، جهل مركب و اعتقاد تقليدى مىدانند . در بعضى از كتاب‌هاى اصولى ، قطع با علم و يقين مترادف دانسته شده است ، اما محققان نظر اول را برگزيده‌اند . نكته اول : با اينكه محققان اصولى تعريف بالا را براى قطع پذيرفته‌اند ، اما در عمل ، ظن اطمينانى را نيز جزء علم به حساب آورده‌اند ، و از آنجا كه علم ، اخص از قطع است ، با نام قطع عادى يا عرفى از آن بحث نموده‌اند . براساس اين ، قطع ، به قطع حقيقى و قطع عرفى تقسيم شده است . نكته دوم : در كتاب‌هاى قدما و نيز كتاب‌هايى كه با آن روش تدوين شده است ، مبحث قطع وجود ندارد ، بلكه تنها از علم ، ظن و شك به عنوان مقدمه علم اصول فقه گفت‌وگو شده است ، اما متأخران آن را با عنوان مبحث قطع و يا علم در كتاب‌هاى اصولى آورده‌اند . نكته سوم : ميان علما اختلاف است كه آيا بحث از قطع و احكام آن ، يك بحث اصولى است يا فقهى و يا كلامى . برخى آثار و خواص قطع عبارت است از : ذاتى بودن حجيت آن ؛ غير قابل جعل بودن حجيت آن ، و عدم امكان سلب حجيت از آن ؛ يعنى شارع نمىتواند قاطع را از عمل به قطع خود بازدارد . « 1 » منجّزيت و معذّريت و وجوب موافقت قطعى با قطع و حرمت مخالفت قطعى با آن ، از آثار حجيت ذاتى قطع مىباشد . شعرانى ، ابو الحسن ، المدخل الى عذب المنهل ، ص 17 . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 219 . مشكينى ، على ، تحرير المعالم ، ص 143 . محمدى ، على ، شرح رسائل ، ج 1 ، ص 176 . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص 235 . بروجردى ، حسين ، نهاية الاصول ، ص ( 394 - 393 ) . سجادى ، جعفر ، فرهنگ معارف اسلامى ، ج 3 ، ص 525 . ولايى ، عيسى ، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ، ص 293 . تهانوى ، محمد اعلى بن على ، كشاف اصطلاحات الفنون و العلوم ، ج 2 ، ص 1199 . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 3 ، ص 16 .

--> ( 1 ) . حيدرى ، على نقى ، اصول الاستنباط ، ص 179 .