مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

636

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

پيدا مىكند ، اختلاف دارند . ثمره اين اختلاف ، چند نظريه است : 1 . مرحوم « شيخ انصارى » معتقد است ذات مقدمه ، واجب نيست بلكه مقدمه‌اى كه همراه با « قصد توصل » به ذى المقدمه باشد ، واجب است ؛ براى مثال ، نصب نردبان به تنهايى واجب نيست بلكه به قصد توصل به ذى المقدمه كه همان رفتن به پشت‌بام است ، واجب مىباشد ، به صورتى كه اگر نصب نردبان به عنوان مقدمه به كار نيايد ، وجوبى ندارد . براساس اين نظريه اگر بعدها مانعى هم پيش آيد و رسيدن به ذى المقدمه ممكن نشود ، اشكالى نداشته و در وجوب آن خللى به وجود نمىآيد ؛ بنابراين ، همين‌كه مكلف مقدمه را به قصد توصل به ذى المقدمه انجام دهد ، براى وجوب مقدمه كفايت مىكند ، هرچند بعدا نتواند ذى المقدمه را انجام دهد . 2 . مرحوم « صاحب فصول » مقدمه‌اى را واجب مىداند كه داراى عنوان ايصال باشد ؛ يعنى ايجاد مقدمه در خارج ، لزوما وجود ذى المقدمه را به دنبال داشته باشد ؛ پس اگر مقدمه انجام هم بشود در خارج موجود شود نمىتوان گفت واجب است ، بلكه بايد تأمل كرد و ديد آيا ذى المقدمه نيز در خارج محقق مىشود يا خير . به اين ترتيب ، پيدايش ذى المقدمه در خارج ، وجوب مقدمه را ، و عدم وقوع آن نيز عدم وجوب مقدمه را كشف مىكند ؛ براى مثال ، اگر كسى پس از تحصيل وضو ، نماز را ادا كند ، كشف مىشود كه ، آن وضو واجب بوده است ، ولى اگر بعد از تحصيل آن ، به هر علتى نماز خوانده نشد كشف مىشود كه آن مقدمه وضو واجب نبوده است . طبق اين نظريه ، قصد توصل ، در وجوب ذى المقدمه نقشى ندارد . 3 . مشهور اصولىها معتقدند ذات مقدمه بىهيچ قيد و شرطى به خلاف نظريه مرحوم شيخ و صاحب فصول واجب است . مرحوم « آخوند خراسانى » نظريه مشهور را پذيرفته و كلام شيخ و صاحب فصول را رد مىكند . نكته : ثمره اختلاف ميان نظريه مرحوم « شيخ انصارى » و عقيده مشهور ، در يك فرع فقهى ظاهر مىشود و آن اينكه اگر مسلمانى در معرض غرق شدن است ، يا مال وى در معرض آتش‌سوزى قرار گرفته است ، در اين صورت ، به يقين ، انقاذ غريق و اطفاى حريق وجوب فعلى پيدا مىكند ، اما اگر مقدمه انقاذ و اطفا ، داخل شدن در ملك غير باشد و راهى جز آن نباشد ، بنا بر نظر مرحوم « شيخ » اگر مكلف قصد توصل به ذى المقدمه نداشته باشد ، حرمت تصرف در ملك غير ، به حكم اولى خود باقى است ؛ ولى به نظر مشهور و مرحوم « آخوند » اگر قصد توصل هم نداشته باشد مثل اينكه براى تفريح از آنجا عبور كند چون مقدمه امر واجبى است ، حرمت آن از بين مىرود و نه تنها مباح ، بلكه واجب مىگردد . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 143 . طباطبايى قمى ، تقى ، آراؤنا فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص 158 . قصد تهيّأ قصد آمادگى براى عمل عبادى ، هنگام انجام مقدمات قبل از دخول وقت ذى المقدمه تهيّأ به معناى آمادگى است ، و قصد تهيّأ يعنى قصد انجام مقدمات عبادتى كه وقت معينى دارد ، و پيش از فرارسيدن وقت وجوب آن ، به منظور آماده شدن براى به‌جا آوردن عبادت در وقتش صورت مىگيرد ، مثل : قصد تهيأ در وضو براى نماز ظهر ، پيش از فرارسيدن ظهر شرعى . برخى اعتقاد دارند چون وضو ، ذاتا مطلوب مولا است و مكلف نيز آن را به قصد قربت و اداى نماز به‌جا مىآورد چنين وضويى صحيح است و احتياجى به وجود امر براى توجيه صحت آن نيست ؛ ازاين‌رو ، اين اشكال كه قبل از فرارسيدن زمان واجب هيچ امرى متوجه چنين وضويى نمىباشد ، وارد نيست . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 2 ، ص ( 43 - 42 ) . قصد جهت ر . ك : قصد ملاك قصد داعى امر ر . ك : قصد امر قصد طاعت ر . ك : قصد قربت قصد عنوان مأمور به ر . ك : قصد تمييز قصد قربت قصد تقرّب به خداوند ، هنگام امتثال تكليف قصد قربت ، به معناى قصد نزديك شدن به خداوند و جلب رضايت و خشنودى او مىباشد . به‌طور كلى ، اعمال بندگان دوگونه است : 1 . اعمال تعبدى : كارهايى كه قصد قربت در صحت آنها شرط است ، مثل : نماز ، روزه و . . . ؛ 2 . اعمال توصلى : كارهايى كه قصد قربت در صحت آنها شرط نيست ، مثل : تطهير لباس . بنابراين ، در هر عمل عبادى ، قصد قربت به خداوند ، مصحح عباديت آن است . قصد قربت به صورت‌هاى زير تحقق مىيابد : 1 . قصد امتثال امر الهى ، از اين نظر كه سزاوار اطاعت و