مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

622

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

است ، ولى اين مسئله در ماهيت قرعه نيست ؛ بنابراين ، اگر اختلاف بر سر حقى هم نباشد ، مىتوان از قرعه استفاده كرد ، چنان‌كه در قضيه سرپرستى حضرت مريم عليها السّلام كسى مدعى حقى نبود ، بلكه همه در پى كسب افتخار بودند . نكته اول : در مورد اينكه قرعه از امارات است يا اصول ، ميان علما اختلاف وجود دارد . نكته دوم : براى اثبات قرعه ، به آيات قرآن مثل آيه 141 سوره صافات ، و آيه 144 آل عمران ، روايات متعدد و اجماع ، تمسك شده است ؛ براى مثال ، « شهيد ثانى » در قواعد و « ابن ادريس » در سرائر ، ادعاى اجماع نموده‌اند . نراقى ، محمد بن احمد ، عوائد الايام ، ص 223 . مكارم شيرازى ، ناصر ، القواعد الفقهية ، ج 1 ، ص 357 . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 492 . طباطبايى قمى ، تقى ، آراؤنا فى اصول الفقه ، ج 3 ، ص 154 . ولايى ، عيسى ، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ، ص 265 . عراقى ، ضياء الدين ، منهاج الاصول ، ج 5 ، ص 398 . آشتيانى ، محمد حسن بن جعفر ، بحر الفوائد ، ص 3 . كوثرانى ، محمود ، الاستصحاب فى الشريعة الاسلامية ، ص 219 . سجادى ، جعفر ، فرهنگ معارف اسلامى ، ج 3 ، ص 488 . شهيد اول ، محمد بن مكى ، القواعد و الفوائد ، ج 2 ، ص 183 . قاعده كل ما حكم به العقل حكم به الشرع ر . ك : مستقلات عقلى قاعده لا حرج ر . ك : قاعده نفى عسر و حرج قاعده لا ضرر نفى مشروعيت هرگونه ضرر و اضرار در اسلام قاعده لا ضرر ، از قواعد مشهور فقهى است كه در بيشتر ابواب فقه كاربرد دارد و مضمون آن اين است كه هرگونه ضرر و اضرار در اسلام نفى شده است . براى اثبات اين قاعده ، به ادله قرآنى ، روايى و عقلى ، استدلال شده كه به بعضى از آنها اشاره مىگردد : 1 . آيه : لا تُضَارَّ والِدَةٌ بِوَلَدِها وَ لا مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ . « 1 » اين آيه ، مادران و پدران را از ضرر رساندن به فرزندانشان نهى كرده است ؛ ( بنا به تفسير ديگر ، آيه ، هريك از والدين را از ضرر زدن به ديگرى ، به واسطه فرزندشان ، نهى نموده است ) . بنابراين ، از آيه فهميده مىشود كه ضرر زدن هركسى به ديگرى ، ممنوع و ناروا است . 2 . معروف‌ترين حديثى كه به آن استدلال شده ، داستان « سمرة بن جندب » است كه در ذيل آن عبارت « لا ضرر و لا ضرار » آمده است . مرحوم « كلينى » در كتاب « اصول كافى » از « ابن مسكان » و او از « زراره » نقل مىكند كه امام باقر عليه السّلام فرموده است : « در زمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، شخصى به نام سمرة بن جندب در جوار خانه فردى از انصار ، درخت خرمايى داشت كه آمد و رفت وى از درون زمين آن مرد انصارى بود . سمرة بن جندب براى رسيدگى به آن درخت به دفعات و سر زده به زمين مرد انصارى مىرفت و به اين ترتيب مزاحمت ايجاد مىكرد تا اين كه صاحب خانه به سمرة گفت : تو بىخبر و بدون اذن به خانه ام مىآيى و مزاحمت ايجاد مىكنى ، پس از اين ، هنگام آمد و شد اجازه بگير . سمره گفت : چنين نمىكنم . مرد انصارى به حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله شكايت برد . حضرت به سمره فرمود : از اين پس ، اذن بگير . سمره نپذيرفت ، حضرت فرمود : از اين درخت صرف‌نظر كن و من در برابر آن ، درختى با همان اوصاف در جاى ديگر به تو مىدهم . سمره نپذيرفت ، حضرت فرمود : ده درخت در مقابل آن مىدهم ، باز هم قبول نكرد . فرمود : درختى در بهشت به تو مىدهم . سمره باز هم نپذيرفت ، تا اينكه حضرت فرمود : « انك رجل مضار و لا ضرر و لا ضرار على مؤمن » ؛ « تو مرد سخت‌گير و آسيب‌رسانى هستى و مؤمن نبايد به كسى ضرر بزند » ، بعد از آن دستور داد آن درخت را از ريشه كندند و جلوى سمره انداختند . در جايى ديگر ، اين روايت با اندكى اختلاف ، نقل شده است ، به اين صورت كه حضرت به آن مرد انصارى فرمود : « اذهب فاقلعها و ارم بها وجهه فانه لا ضرر و لا ضرار » برو آن را بكن و نزد او بينداز ، زيرا ضرر و ضرار نيست » . روايات قاعده لاضرر در حد تواتر است . در روايات اماميه ، قاعده لا ضرر با سه عبارت ، بيان شده است : 1 . لا ضرر و لا ضرار ؛ 2 . لا ضرر و لا ضرار على مؤمن ؛ 3 . لا ضرر و لا ضرار فى الاسلام . درباره معناى سه كلمه « لا » و « ضرار » و « ضرر » سخن بسيار گفته شده و معانى متفاوتى احتمال داده شده است . منشأ آن اختلاف‌ها ، اين است كه ظاهر عبارت « لا ضرر و لا ضرار » بر نفى هرگونه ضرر در اسلام دلالت مىكند ، و اين در حالى است كه در عالم خارج بالوجدان ضرر وجود دارد . به همين دليل ، در معنا كردن اين جمله ميان فقها اختلاف است . در ذيل به چهار نظر مشهور اشاره مىشود : 1 . مرحوم « شيخ انصارى » منظور از نفى ضرر را نفى

--> ( 1 ) . بقرة ( 2 ) ، آيه 234 .