مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

604

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

فعل ر . ك : افعال فعل امر ر . ك : صيغه امر ؛ ماده امر ؛ وضع فعل امر . فعل رسول صلّى اللّه عليه و آله ر . ك : فعل نبى صلّى اللّه عليه و آله فعل مأمور به ر . ك : مأمور به فعل ماضى ر . ك : وضع فعل ماضى . فعل متجرى به ر . ك : متجرّى به فعل مضارع ر . ك : وضع فعل مضارع . فعل معصوم عليه السّلام ر . ك : سنت فعلى فعل منقاد به ر . ك : منقاد به فعل منهى عنه ر . ك : منهى عنه فعل نبى صلّى اللّه عليه و آله فعل صادر شده از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در مقام تشريع ؛ از اقسام سنّت فعل نبى صلّى اللّه عليه و آله ، مقابل قول نبى صلّى اللّه عليه و آله و از اقسام سنت نبوى بوده و عبارت است از فعلى كه از رسول گرامى اسلام ، در مقام تشريع صادر شده است . ميان علما اختلاف است كه آيا فعل رسول گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و آله به تنهايى ( و به دور از هرگونه قرينه‌اى ) بر حكمى در حق مسلمين دلالت مىكند يا نه . در اين باره چهار ديدگاه وجود دارد : 1 . فعل آن حضرت بر وجوب دلالت مىكند ؛ 2 . فعل آن حضرت بر استحباب دلالت مىكند ؛ 3 . فعل آن حضرت بر اباحه دلالت مىكند ؛ 4 . فعل آن حضرت بر چيزى دلالت نمىكند و بايد توقف كرد ، مگر اينكه قرينه‌اى بر يكى از احكام وجود داشته باشد . صاحبان هريك از اين اقوال ، براى ادعاى خود دلايلى ارائه نموده‌اند كه در جاى خود بيان شده است . نكته : در مواردى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از ارتكاب برخى اعمال خوددارى نموده است ، اين ترك فعل ، دست‌كم بر كراهت آن عمل دلالت مىكند . بحر العلوم ، محمد ، الاجتهاد اصوله و احكامه ، ص 68 . فخر رازى ، محمد بن عمر ، المحصول فى علم اصول الفقه ، ج 3 ، ص 229 . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 3 ، ص ( 122 - 121 ) . فعليت شك و يقين توجه مكلّف به يقين سابق و شك لاحق ؛ از اركان استصحاب فعليت شك و يقين ، از اركان استصحاب بوده و به اين معنا است كه مكلف كاملا به وضع خويش آگاه است كه نسبت به چيزى يقين سابق و شك لاحق دارد ؛ مثل اينكه شخص توجه داشته باشد كه در گذشته به محدث شدن يقين داشته و سپس شك كرده آيا وضو گرفته يا نه ، كه در اينجا ، يقين و شك وى فعلى بوده ( تقديرى نيست ) و بقاى حدث استصحاب مىشود . ميان اصوليون بحث است كه آيا در باب استصحاب ، يقين و شك فعلى لازم است يا اينكه يقين و شك تقديرى هم كافى است . مشهور اصوليون معتقدند بايد يقين و شك ، فعلى باشد ، ولى برخى از اصولىها يقين و شك تقديرى را هم كافى مىدانند . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 4 ، ص 210 . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 252 . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 4 ، ص 317 . مغنيه ، محمد جواد ، علم اصول الفقه فى ثوبه الجديد ، ص 348 . سبحانى تبريزى ، جعفر ، المحصول فى علم الاصول ، ج 4 ، ص 19 . عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 4 ، جزء 1 ، ص 13 . شيرازى ، محمد ، الوصول الى كفاية الاصول ، ج 5 ، ص 107 . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 459 . فعليت يقين و شك ر . ك : فعليت شك و يقين فقدان دليل فقدان قطع يا دليل شرعى معتبر بر حكم ؛ از عوامل شك در حكم فقدان دليل ، از عوامل شك در حكم ، و به معناى عدم وجود قطع و يا دليل شرعى معتبر بر حكم شرعى در مسأله‌اى خاص است ؛ مانند شك در حرمت استعمال دخانيات به سبب عدم وجود دليل معتبر شرعى درباره آن . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 240 . حيدرى ، على نقى ، اصول الاستنباط ، ص 209 . فقدان نص ر . ك : فقدان دليل فقه علم به احكام شرعى فرعى از دلايل تفصيلى فقه ، در لغت به معناى فهم ، فطانت و فهم عميق و دقيق به كار رفته است . اين واژه در قرآن و احاديث كاربرد گسترده‌اى دارد