مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

598

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

غايت موضوع كلمه دلالت‌كننده بر نهايت استمرار موضوع حكم غايت موضوع ، مقابل غايت حكم بوده و عبارت است از غايتى كه قيد موضوع محسوب شده و بر انتهاى استمرار موضوع ، دلالت مىنمايد ؛ براى مثال ، در جمله « سر من البصرة الى الكوفة » ، « الى الكوفة » به عنوان قيد براى سير آمده كه موضوع حكم است ، نه براى حكم وجوب مثل اينكه گفته شود : « السير من البصرة الى الكوفة واجب » . همچنين در آيه : فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ . « 1 » « الى المرافق » قيد براى غسل است ، نه براى وجوب مثل اينكه گفته شود : « غسل الايدى الى المرافق واجب » . نيز ر . ك : غايت حكم . خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 5 ، ص 137 . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص ( 247 - 246 ) . حيدرى ، على نقى ، اصول الاستنباط ، ص ( 128 - 127 ) . شيرازى ، محمد ، الاصول ، ج 5 ، ص 7 . خمينى ، روح الله ، مناهج الوصول الى علم الاصول ، ج 2 ، ص 219 . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 1 ، 2 ، ص 504 . [ غرض ] غرض اصول فقه ر . ك : فايده اصول فقه . غرض امر ر . ك : دواعى امر غرض وضع ر . ك : فايده وضع غير مستقلات عقلى مدركات عقلى نيازمند به شرع در استنباط حكم شرعى غير مستقلات عقلى ، مقابل مستقلات عقلى بوده و به قضايايى گفته مىشود كه مدرك آنها عقل است و در صورت انضمام مقدمه شرعى به آنها ، صلاحيّت استنباط حكم شرعى از آنها وجود دارد . در غير مستقلات عقلى ، حاكم على الاطلاق عقل نيست ، بلكه عقل همواره صغراى قياس را از شرع مىگيرد و سپس حكم به ملازمه عقلى ، ميان حكم صغرى و حكم شرعى ديگر مىنمايد ، مثل اينكه شرع مقدس در جايى به وجوب شرعى ذى المقدمه حكم مىنمايد ، و چون انجام ذى المقدمه بدون به‌جا آوردن مقدمه آن امكان ندارد ، عقل ، با درك اين ملازمه ، حكم وجوب شرعى مقدمه را كشف مىكند . براى نمونه ، شارع به‌جا آوردن حج را بر مكلفان واجب كرده ، ولى درباره پيمودن مسافت تا مكه معظمه ، حكم صريحى ندارد ؛ در اينجا عقل مىگويد نظر به اينكه ميان اداى فريضه حج و طى مسافت ، ملازمه عقلى است ، پس حكم شارع مبنى بر وجوب ذى المقدمه ( حج ) ، مستلزم حكم به وجوب مقدمه ( طى مسافت ) نيز هست . اين‌گونه دليل عقلى را ، ازاين‌رو كه عقل به تنهايى به حكم شرعى وجوب مقدمه دست نيافته ، بلكه به كمك حكم شارع وجوب ذى المقدمه آن را دريافته است ، غير مستقل عقلى گويند . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 233 . قدسى مهر ، خليل ، الفروق المهمة فى الاصول الفقهية ، ص 74 . حيدر ، محمد صنقور على ، المعجم الاصولى ، ص 785 . غير مستقلات يقينى ر . ك : غير مستقلات عقلى فاسد ر . ك : صحت و فساد « ف » [ فايده ] فايده اصول فقه فوايد مترتب بر علم اصول فقه فايده اصول فقه ، همان انگيزه تحصيل اين علم مىباشد ، كه عبارت است از توانايى بخشيدن به مكلف براى استنباط احكام شرعى از منابع اصلى آنها . نكته اول : به دقت عقلى ، غرض و غايت با يكديگر تفاوت دارند ؛ « غرض » فايده‌اى است كه بر فعل فاعل مريد مترتب مىشود ، اما « غايت » معمولا در غير آن به كار مىرود . نكته دوم : ميان منفعت و فايده نيز فرق گذاشته‌اند ؛ « فايده » ، همان غرض و غايت فعل و علت حركت فاعل به سوى انجام فعل مىباشد ، اما « منفعت » چيزى است كه از اول پيش‌بينى نشده و به آن توجه نبوده است ؛ براى مثال ، كسى كه به قصد حج مسافرت مىنمايد ، غرض و فايده مسافرت او انجام اعمال حج است ، اما ممكن است در مسير از مناظر زيباى طبيعى نيز نصيبى ببرد كه از اول ، اين امر مورد نظر او نبوده است . بنابراين ، آنچه پيش از عمل در نظر گرفته مىشود و علت تحقق آن عمل است ، غرض ، فايده و غايت نام دارد ؛ اما بهره‌اى

--> ( 1 ) . مائدة ( 5 ) ، آيه 6 .