مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

596

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 2 ، 1 ، ص 415 . عنوان قصدى عنوان متوقف بر قصد كردن آن در انطباق بر فعل خاص عنوان قصدى ، به وصف و عنوانى گفته مىشود كه انطباق آن در خارج بر فعل و عملى خاص ، منوط به قصد آن عنوان مىباشد ؛ بنابراين ، اتصاف به فعل خاص اين‌گونه عنوان‌ها در گرو انجام آن عمل و قصد آن عنوان است ، مانند : تعظيم و يا توهين ، زيرا براى اينكه يك فعل عنوان توهين يا تعظيم پيدا كند ، بايد با قصد توهين يا تعظيم انجام شود ؛ بنابراين ، اگر كسى آگاهانه و با قصد در مقابل شخص بزرگى قيام نكند ، عنوان توهين محقق مىگردد ، اما اگر اين كار وى ناخودآگاه باشد ، توهين محسوب نمىشود . در مقابل ، عناوينى وجود دارد كه انطباق آنها بر فعل خاص ، منوط به قصد آنها نيست ، مثل عنوان « ضرب » و « قتل » . نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 2 ، ص 486 . سبحانى تبريزى ، جعفر ، المحصول فى علم الاصول ، ج 3 ، ص 104 . عنوان محمول بالضميمه عنوان منتزع از ذات به لحاظ انضمام شىء ديگر عنوان محمول بالضميمه ، مقابل عنوان خارج محمول بوده و عبارت است از عنوانى كه از معنون به لحاظ انضمام آن به چيز ديگر ، انتزاع مىگردد ؛ يعنى نفس موضوع به‌خودىخود براى انتزاع عنوان كافى نيست ، بلكه به انضمام چيزى به آن نياز دارد ، مانند انتزاع « عنوان ابيض » از جسم ، كه به واسطه انضمام و عروض بياض به جسم ، انتزاع مىگردد . خمينى ، مصطفى ، تحريرات فى الاصول ، ج 2 ، ص 212 . مظفر ، محمد رضا ، المنطق ، ص ( 325 - 324 ) . سجادى ، جعفر ، فرهنگ معارف اسلامى ، ج 4 ، ص 160 . عنوان مستقل عنوان قابل حمل بر فعل مكلف بدون نياز به واسطه عنوان مستقل ، عنوانى است كه به‌طور مستقل و بىواسطه قابليت حمل بر معنون را دارد و از اضافات و متممات فعل شمرده نمىشود ، مانند : عنوان « صلات » و « غصب » كه فعل مكلف به‌طور مستقيم به آن دو متصف مىشود . در حقيقت ، اين گونه عنوان‌ها در خارج ، مصداق هرچند اعتبارى دارند ، زيرا عنوان « صلات » به‌طور مستقيم بر افعال و اذكار خاص حمل مىگردد ؛ بر خلاف عنوان‌هاى غير مستقل كه فعل مكلف به‌طور مستقيم به آنها متصف نمىشود ، مانند : ظرف بودن مسجد براى نماز كه عنوان ظرفيت از عناوين انتزاعى است كه در خارج منشأ انتزاع دارد . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 2 ، 1 ، ص 415 . عنوان مقولى ر . ك : عنوان ذاتى عنوان و معنون مفهوم يك ماهيت و مصاديق عينى آن در مواردى كه حكم شارع يا مولا به ماهيتى كلى تعلق مىگيرد ، چون ماهيت كلى هم داراى مفهوم و هم داراى مصداق است ، به مفهوم ماهيت « عنوان » يا « وجه » ، و به مصاديق و افراد خارجى آن « معنون » گفته مىشود ؛ براى مثال ، در امر به نماز ( صلّ ) مفهوم صلات « عنوان » و مصاديق خارجى نماز « معنون » مىباشد . در برخى از بحث‌هاى اصول از « عنوان و معنون » نام برده مىشود ، همچون بحث اجتماع امر و نهى . براى مثال ، در نماز در زمين غصبى ، دو عنوان و يك معنون وجود دارد ؛ معنون ، همان حركاتى ( ركوع ، سجده ، قيام و . . . ) است كه شخص انجام مىدهد و داراى دو عنوان مىباشد : عنوان صلات و عنوان غصب ، كه بنا به عنوان صلات ، به فعل خارجى ، امر ، و بنا به عنوان غصب ، به فعل خارجى ، نهى تعلق گرفته است . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 560 . موسوى بجنوردى ، محمد ، مقالات اصولى ، ص 95 . نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 1 ، ص 442 . سبزوارى ، عبد الاعلى ، تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 94 و 89 . ولايى ، عيسى ، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ، ص 29 . شيرازى ، محمد ، الوصول الى كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 314 و 355 . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 193 . عوامل اجمال ر . ك : اسباب اجمال « غ » غايت كلمات دلالت‌كننده بر نهايت استمرار زمانى يا مكانى شىء غايت ، در لغت به معناى نهايت و پايان است ، و در اصطلاح ، به كلماتى گفته مىشود كه ادات غايت بر سر آنها درمىآيد و بر نهايت استمرار وجودى شىء در مكان و يا زمان خاصى دلالت مىنمايد ؛ براى مثال ، « در جمله « أَتِمُّوا الصِّيامَ إِلَى اللَّيْلِ » ، « الى » كه از ادات غايت است بر سر « ليل » درآمده و « ليل » بر انتهاى قابليت استمرار زمانى صوم دلالت مىكند ؛ يعنى انتهاى روزه گرفتن را اول شب معين كرده است .