مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

595

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

به حساب آمده و تعدد عنوان بيان‌گر تعدد معنون نيست و به اين ترتيب ، يك شخص مىتواند هم مصلى و هم غاصب باشد . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 3 ، ص ( 43 - 42 ) . طباطبايى قمى ، تقى ، آراؤنا فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص 251 . عنوان توليدى عنوان توليدشده از عنوان موجود قبل از آن عنوان توليدى ، به عنوانى گفته مىشود كه توليد شده از عنوان ديگرى است كه قبل از آن وجود داشته است و از روى مسامحه ، علت ايجاد آن محسوب مىگردد ، ولى در خارج ، اين دو عنوان داراى وجودى واحد مىباشند ، مانند : غسل و طهارت كه طهارت ، عنوان توليدى بوده و از غسل به وجود آمده است . پس عنوان توليدى ، معلول عنوان ديگرى است كه با آن اتحاد وجودى دارد . توضيح : علت و معلول گاهى دو وجود مستقل از يكديگر دارند و هركدام بر يك وجود خارجى مستقل صدق مىكنند ، مانند : طلوع خورشيد كه علت براى روشنايى روز است ؛ اما گاهى علت و معلول وجود واحد دارند و به دو عنوان متفاوت خوانده مىشوند ، به‌گونه‌اى كه رابطه آنها طولى است ، مانند : « انداختن در آتش » و سوزاندن « كه در خارج به يك وجود ، موجودند ، هرچند كه عنوان « سوزاندن » در طول عنوان « انداختن در آتش » قرار دارد ، اما در خارج به مجرد اينكه چيزى را در آتش بيندازند ، شروع به سوختن مىنمايد . بنابراين ، عناوينى مانند طهارت را كه از غسل توليد مىشود و سوزاندن را كه از انداختن در آتش به‌وجود مىآيد ، عناوين توليدى مىگويند . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 1 ، ص 269 . عنوان ثانوى وصف ثابت براى شىء به لحاظ عوارض خارجى عنوان ثانوى ، مقابل عنوان اولى بوده و به عنوان و وصفى مىگويند كه براى موضوعات و اشيا با ملاحظه آنچه خارج از ذات آنها به شمار مىآيد ، ثابت مىشود ، مانند عناوينى چون عسر و حرج ، ضرر و امثال آنها . هنگامى كه شارع مقدس مىخواهد حكمى را بر موضوعى ( افعال و ذات ) بار نمايد ، گاهى با نظر به عوارض خارج از ذات و طبيعت ، حكم صادر مىكند ، براى مثال حالت « شك مكلف در حكم واقعى موضوع » را لحاظ مىكند و براى آن موضوع ، حكم صادر مىكند ؛ بنابراين ، عنوان ثانوى وصفى است كه موضوع به لحاظ عوارض خارج از ذات و طبيعت خود همانند اضطرار مكلف به آن متصف مىشود ؛ براى مثال ، حكم حرمت خوردن ميته كه بر روى عنوان اولى ميته رفته است ، به لحاظ حالت اضطرار ( عنوان ثانوى ) ، تبديل به جواز مىگردد . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 124 . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 2 ، ص 93 . شيرازى ، محمد ، الوصول الى كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 541 . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 3 ، ص ( 507 - 506 ) . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 5 ، ص 83 . خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 2 ، ص 244 . عنوان خارج محمول عنوان منتزع از ذات بدون نياز به انضمام شىء ديگر عنوان خارج محمول ، مقابل عنوان محمول بالضميمه مىباشد و عبارت است از عنوانى كه نفس معنون ( موضوع ) فى حد ذاته براى انتزاع آن عنوان كافى بوده و احتياج به ضميمه شدن چيز ديگرى به آن ندارد ، مانند : انتزاع سفيدى از بياض يا انتزاع موجود از وجود . مظفر ، محمد رضا ، المنطق ، ص ( 325 - 324 ) . خمينى ، مصطفى ، تحريرات فى الاصول ، ج 2 ، ص 212 . سجادى ، جعفر ، فرهنگ معارف اسلامى ، ج 4 ، ص 160 . عنوان ذاتى عنوان داراى مصداق حقيقى در خارج عنوان ذاتى ، مقابل عنوان غيرى بوده و عبارت است از عنوانى كه در خارج مصداق حقيقى و اصيل دارد ، چه اينكه وجود مستقل داشته باشد ( مانند جواهر ) و چه متكى به غير باشد ( مانند اعراض ) . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 1 ، ص 401 . خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 4 ، ص ( 265 - 262 ) . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 3 ، ص 42 . نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 1 ، ص 466 . عنوان غير مستقل عنوان منتزع از متعلقات فعل مكلّف عنوان غير مستقل ، عنوانى است كه به‌طور مستقيم از مكلف صادر نمىگردد و فعل او محسوب نمىشود ، بلكه از متعلقات فعل مكلف و متممات آن است ، مانند : ظرفيت ، ابتدائيت ، انتهائيت و ساير چيزهايى كه به فعل مكلف منتسب مىگردد و از اضافات آن شمرده مىشود ؛ براى مثال ، ظرفيت در « ضرب زيد فى الدار » و ابتدائيت در « سير زيد من البصرة » . به‌طور مستقيم بر فعل مكلف حمل نمىشود .