مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
416
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
زهير المالكى ، محمد ابو النور ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 50 . حكيم ، محمد سعيد ، المحكم فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص 20 . حيدرى ، على نقى ، اصول الاستنباط ، ص 83 . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 6 ، ص 80 . حرام ارتباطى حرام داراى مصداق مركب از چند جزء خارجى حرام ارتباطى ، مقابل حرام غير ارتباطى بوده و عبارت است از حرامى كه هريك از مصاديق آن مركب از چند جزء بوده و اجزاى آن ، چنان به هم مرتبط است كه اگر مكلف همه اجزاى آن را مرتكب شود فقط يك گناه كرده و يك فعل حرام انجام داده است و در صورتى كه فقط يك جزء از آن مركب را انجام ندهد ، گناهى نكرده است ، مثل : غنا كه اگر با آواز و صوت مطرب و مهيج باشد ، حرام است ، ولى اگر يكى از اين ويژگىها را نداشته باشد ؛ مثل آنكه مطرب نباشد يا به صورت آواز نباشد ، ديگر حرام نيست . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 5 ، ص 16 . حرام اصلى حرام داراى خطاب شرعى مستقل حرام اصلى ، مقابل حرام تبعى بوده و عبارت است از حرامى كه داراى خطاب مستقل بوده و كلام به دلالت مطابقى برآن دلالت مىنمايد ، خواه مفسده ذاتى داشته باشد ( حرام نفسى ) ، يا به خاطر چيز ديگرى حرام شده باشد ( حرام غيرى ) ، مانند : « لا تشرب الخمر » كه بهطور مستقيم بر حرمت نفس شرب خمر دلالت مىكند . اصفهانى ، محمد حسين ، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية ، ص 82 . حرام تبعى حرام فاقد خطاب شرعى مستقل حرام تبعى ، مقابل حرام اصلى بوده و عبارت است از حرامى كه خطاب مستقلى بر مبغوضيت انجام آن دلالت نمىكند ، بلكه مدلول غير مطابقى و لازم عقلى كلام ديگرى است كه در آن ، به حرمت چيزى حكم شده است ؛ به عبارت ديگر ، اراده تبعى مولا در ضمن خطابى به آن تعلق گرفته است ، مانند اينكه از خطاب « لا تشرب الخمر » حرمت بالاصاله شرب خمر فهميده مىشود ، ولى به تبع آن و به دلالت التزامى ، حرمت خريدوفروش آن به قصد شرب خمر نيز به دست مىآيد . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 417 . حرام تخييرى حرام داراى بدل در مقام امتثال حرام تخييرى ، مقابل حرام تعيينى و به معناى حرمت يكى از دو يا چند چيز بنا بر بدليت است كه همان الزام اكيد مولا به ترك يكى از دو يا چند چيزى است كه اگر هريك ترك شود ، مكلف را از ترك ديگرى كه جانشين و بدل آن است بىنياز مىكند ؛ بنابراين ، در جايى كه حرمت به چند چيز تعلق گرفته و مكلف در انتخاب و ترك هريك از آنها آزاد است و با ترك هريك ، از ترك بقيه بىنياز مىشود ، حرام تخييرى تحققيافته است ، مثل اينكه به شخصى دستور داده شود كه : يا « در منزل نمان » يا « از همنشينى با ديگران پرهيز كن » ؛ در اينجا مكلف هريك از اين دو را بهجا آورد ، آن را امتثال نموده و لازم نيست هر دو را ترك كند . شيرازى ، محمد ، الوصول الى كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 327 . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 3 ، ص 26 . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 545 . حرام تعليقى فعلى بودن حرمت و استقبالى بودن حرام حرام تعليقى ، كه مقابل حرام تنجيزى مىباشد ، حرامى است كه وجود آن در خارج حالت انتظارى داشته و بر امرى خارج از اراده مكلّف معلق مىباشد . به بيان ديگر ، حرام تعليقى در جايى است كه حرمت ، فعلى و حرام ، استقبالى باشد . نكته : تصور حرام تعليقى و ذكر مثال براى آن مشكل است . اصفهانى ، محمد حسين ، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية ، ص 82 . حرام تعيينى حرام فاقد بدل در مقام امتثال حرام تعيينى ، مقابل حرام تخييرى بوده و عبارت است از حرامى كه نسبت به ترك ذات آن الزام اكيد شده است ؛ يعنى در مقام امتثال ، بدل و جانشينى ندارد و فقط ترك خود حرام مورد درخواست مولا است ، مثل شرب خمر يا بيع ربوى كه خود آنها به خصوص مورد نهى قرار گرفته و بدل و جانشينى ندارند . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 237 . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 544 .