مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

407

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

در حجيت فتواى مجتهد مطلق در حق خودش و جواز عمل به آن اشكالى وجود ندارد ، ولى حجيت فتاواى مجتهد مطلق ، در حق مقلدانش ، مشروط به اين است كه وى باب علم و علمى را مفتوح بداند . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 3 ، ص 660 . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 6 ، ص 335 . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 334 . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص ( 79 - 78 ) . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 3 ، ص ( 160 - 158 ) . حجيت قطع صحّت استناد به قطع در استنباط احكام شرعى حجيت قطع ، عبارت است از درستى استناد به قطع در استنباط احكام شرعى ، كه لازمه آن ، منجّزيت تكليف در صورت مطابقت آن با واقع و معذّريت در صورت عدم مطابقت با واقع است . حجت در معانى متفاوتى استعمال شده است : 1 . حجيت لغوى ، كه به معناى قابليت استناد به هر چيزى است كه بتوان به كمك آن ، بر ديگران احتجاج نمود ، خواه اين احتجاج از ناحيه مولا بر عبد باشد و خواه عكس آن ؛ شكى نيست كه قطع ، به اين معنا ، حجيت دارد . در كتاب « المحصول فى علم الاصول » آمده است : « و اما الحجية ، فتارة يراد منها الحجية بالمعنى اللغوى و اخرى بالمنطقى و ثالثة بالمعنى الاصولى ، اما الاول : فهو كل ما يصلح ان يحتج به من غير فرق بين احتجاج المولى على العبد او العبد على المولى او احتجاج انسان على انسان مثله ، فلا شك ان القطع من اوضح ما يصح ان يحتج به » . « 1 » 2 . حجيت منطقى ، كه به معناى صحت تمسك به حد وسط ، در قياس منطقى است . در كتاب « فوائد الاصول » آمده است : « فان الحجة باصطلاح المنطقى عبارة عن الوسط الذى يكون بينه و بين الاكبر الذى يراد اثباته للاصغر علقة و ربط ثبوتى » . « 2 » براساس نظر مرحوم « شيخ انصارى » ، حجيت به معناى منطقى ، بر قطع اطلاق نمىشود ؛ يعنى قطع ، واسطه در اثبات اكبر بر اصغر نيست ، بلكه در باب قطع ، خود واقع در نظر گرفته شده و حكم براساس آن بار مىگردد . 3 . حجيّت اصولى ، كه به معناى ادله شرعى ( طرق و امارات ) است كه در طريق استنباط حكم شرعى قرار مىگيرد ، و نيز به آن دسته از اصول عملى گفته مىشود كه براى خارج نمودن مكلف از شك مىباشد . لازمه حجيت اصولى منجّزيت و معذّريت است . در كتاب « فوائد الاصول » آمده است : « فان الحجة باصطلاح الاصولى عبارة عن الادلة الشرعية من الطرق و الامارات التى تقع وسطا لاثبات متعلقاتها بحسب الجعل الشرعى . . . » . « 3 » مرحوم « مظفر » معتقد است حجت اصولى تنها بر امارات اطلاق مىشود ؛ ازاين‌رو ، به قطع ، حجت اصولى گفته نمىشود . نكته : درباره حجيت قطع ، نظريات متفاوتى وجود دارد ؛ مشهور اصوليون ، حجيت را ذاتى قطع مىدانند ، اما برخى حجيت را از لوازم وجودى قطع مىشمارند . بنا بر هريك از دو نظريه ، حجيت قطع قابل جعل نيست ، گرچه برخى آن را جعلى دانسته‌اند . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 18 . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 3 ، ص ( 17 - 14 ) . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 4 ، ص 44 . صدر ، محمد باقر ، جواهر الاصول ، ص 107 . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 172 . نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 2 ، ص 4 . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص 229 . حجيت قول صحابى ر . ك : حجيت مذهب صحابى حجيت قول لغوى صحّت استناد به قول اهل لغت در استنباط حكم شرعى حجيت قول لغوى ، عبارت است از صحت تمسك به قول اهل لغت در آنچه كه مربوط به استنباط احكام شرعى است . مشهور علماى اصول اعتقاد دارند قول لغوى از باب ظن خاص حجت است و براى اثبات آن ، علاوه بر ادعاى اجماع ، به ادله زير استدلال نموده‌اند : 1 . سيره عقلا ، به خصوص علماى فقه و اصول ، تمسك به قول لغوى است ، زيرا عقلاى عالم در هر امرى به متخصص آن رجوع مىنمايند و به ظن حاصل از عقيده شخص متخصص و ماهر اعتماد مىكنند ؛ براى مثال ، در علم لغت ، لغت‌شناسان خبره همواره مرجع عقلا براى آگاهى از ظهورات و معانى الفاظ بوده‌اند . فقها نيز در طول تاريخ براى تعيين موضوعات فقهى به كتاب‌هاى لغت و نظريات دانشمندان لغوى مراجعه نموده‌اند . 2 . اگر قول لغوى حجت نباشد ، لازم مىآيد كه در اكثر احكام شرعى راه اجتهاد و استنباط احكام به روى مكلفين بسته شود ؛ اين لازم ، امرى باطل است ، پس ملزوم آن نيز باطل است . توضيح : بيشتر احكام شرعى از طريق كتاب و سنت به دست مىآيد و اين دو به زبان عربى است و كلمات مشكل در آنها فراوان به

--> ( 1 ) . سبحانى تبريزى ، جعفر ، المحصول فى علم الاصول ، ج 3 ، ص 21 . ( 3 و 2 ) . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 1 ، 2 ، ص 7 .