مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

353

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

عقيده خود ؛ عمل « عمار ياسر » در برابر مشركان مكه هنگام شكنجه شدن ؛ عمل حضرت ابراهيم عليه السّلام در مقابل « نمروديان » و وضو گرفتن « على بن يقطين » به شيوه اهل سنت كه طبق فرموده امام كاظم عليه السّلام صورت گرفت . در كتاب « انوار الاصول » آمده است : « ان التقية على قسمين : التقية فى العمل التى تكون اكثر روايات التقية ناظرة اليها و قد ذكرناها تفصيلا فى القواعد الفقهية ، كقوله عليه السّلام ، التقية سنة ابراهيم او سنة آل فرعون او سنة اصحاب الكهف . . . و هكذا قوله تعالى : « إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً « الوارد فى شأن عمار بن ياسر و ابويه ، فلا اشكال فى ان جميعها ناظرة الى التقية فى مقام العمل كما لا يخفى » . « 1 » تقيه در فتوا كتمان حكم واقعى و ابراز حكم موافق مخالفان تقيه در فتوا ، مقابل تقيه در عمل مىباشد و عبارت است از كتمان حكم واقعى و ابراز حكم موافق مذهب عامه ، كه به دو جهت ممكن است انجام گيرد : 1 . حفظ نفس از خطرات ؛ 2 . حفظ خون شيعيان . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 3 ، ص 580 . تقييد محدود كردن شمول يك مفهوم به وسيله قيد ؛ يا عدم ارسال در مفهوم دارى قابليت ارسال و شيوع تقييد ، در لغت به معناى عدم ارسال و عدم شيوع ، و در اصطلاح ، عبارت است از حالتى كه از آوردن قيد براى مطلق انتزاع مىشود ؛ به بيان ديگر ، تقييد يعنى دست برداشتن از اطلاق دليل مقيّد ( به فتح ) به قرينه دليل مقيّد ( به كسر ) ، پس دليل مقيّد ( به كسر ) بر اين مطلب دلالت مىكند كه هرچند مطلق به حسب اراده استعمالى در معناى خودش به كار رفته است ، اما به حسب مراد جدى متكلم ، از آن ، عدم شيوع و سريان اراده گرديده است . بنابراين ، تقييد يعنى : عدم ارسال در مفهومى كه قابليت ارسال و شيوع دارد ، اما بالفعل به واسطه مقيد بودن به قيد ، محدود گرديده و يكى از حصه‌هاى خود را شامل نمىشود . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 7 ، ص 180 . ابو زهره ، محمد ، اصول الفقه ، ص 159 . مجاهد ، محمد بن على ، مفاتيح الاصول ، ص 89 . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 366 . طباطبايى قمى ، تقى ، آراؤنا فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص 138 . سبزوارى ، عبد الاعلى ، تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 156 . فخر رازى ، محمد بن عمر ، المحصول فى علم اصول الفقه ، ج 3 ، ص 141 . تقييد اثباتى تحديد شمول يك مفهوم در مقام اثبات و دلالت تقييد در دو مقام متصور است : 1 . مقام ثبوت يا عالم واقع ؛ 2 . مقام اثبات يا عالم دلالت دليل . تقييد اثباتى ، به اين معنا است كه افزون بر لحاظ كردن قيد در عالم ثبوت ، لفظ يا دلالت‌كننده ديگرى كه در عالم اثبات نيز بر قيد دلالت مىكند ، در كلام آورده مىشود ، مثل اينكه مولا بگويد : « اكرم العالم » و بعد از آن براى تقييد مفهوم عالم دليلى ( لفظى يا غير لفظى ) بياورد و بگويد : « اكرم العالم العادل » . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 237 . خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 5 ، ص 364 . مجاهد ، محمد بن على ، مفاتيح الاصول ، ص 206 . تقييد افرادى خارج كردن برخى افراد از شمول يك مفهوم مطلق تقييد افرادى ، مقابل تقييد انواعى و به معناى خارج كردن برخى از افراد مفهوم مطلق از سريان و شمول مفهوم آن مىباشد ؛ به بيان ديگر ، تقييد مطلق به لحاظ افراد و مصاديق خارجى آن ، تقييد افرادى نام دارد . براى مثال ، دليل مطلق مىگويد : « اكرم العالم » ، يعنى : اكرام تمامى افراد عالم واجب است ، به‌گونه‌اى كه حكم وجوب اكرام به تعداد افراد عالم ، منحل مىگردد . و سپس دليل ديگرى مىگويد : « لا تكرم زيدا العالم » ؛ در اينجا زيد كه يكى از عالمان است از مجموعه افراد مطلق خارج مىگردد . بنابراين ، به تقييد كه در ناحيه افراد مفهوم مطلق صورت گرفته و سبب خارج شدن برخى از آن از حكم مطلق مىشود ، تقييد افرادى مىگويند . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 1 ، 2 ، ص 573 . تقييد انواعى خارج كردن مفهومى كلّى از شمول يك مفهوم مطلق تقييد انواعى ، مقابل تقييد افرادى و به معناى خارج كردن مفهومى كلى صنف يا نوعى از انواع از تحت شمول مفهوم مطلق است . بنابراين تقييد مطلق به لحاظ صنف و يا نوع ، كه از مفاهيم كلى است ، تقييد انواعى نام دارد ؛ مثل آنكه دليل مطلق بگويد : « اكرم العالم » كه وجوب اكرام را بر همه اصناف عالمان ، چه عالمان نحو ، چه عالمان صرف و چه غير آنها و چه علماى فاسق و چه غير فاسق شامل نموده ، و پس از آن دليل ديگرى

--> ( 1 ) . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 3 ، ص ( 580 - 579 ) .