مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

263

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

انحلال علم اجمالى كبير به علم اجمالى صغير ، بر دو امر متوقف است : 1 . اطراف علم اجمالى صغير ، بخشى از اطراف علم اجمالى كبير باشد كه منحل شده است ؛ 2 . مقدار معلوم به اجمال در علم اجمالى صغير ، از مقدار معلوم به اجمال در علم اجمالى كبير بيشتر نباشد . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 405 . انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 1 ، ص 28 . ايروانى ، باقر ، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى ، ج 3 ، ص 267 . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 82 . حكيم ، محمد سعيد ، المحكم فى اصول الفقه ، ج 3 ، ص ( 285 - 284 ) . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 2 ، ص 200 . انسداد بسته بودن راه علم و علمى به احكام شرعى در عصر غيبت « انسداد » در لغت به معناى بسته بودن ، مقابل « انفتاح » به معناى باز بودن است و در اصطلاح اصولى ، به معناى بسته بودن راه علم و علمى به احكام شرعى به روى مكلفان در عصر غيبت است ؛ به بيان ديگر ، راه‌هاى قطعى و علمى ( ظنى معتبر ) دست‌يابى به احكام شرعى ، بر مكلفان بسته است . درباره احكام اعتقادى و اصول عقايد ، همچون شناخت خداوند و صفات او و شناخت پيامبران عليه السّلام ، همه علماى اصول معتقد به انفتاح هستند ؛ بنابراين ، بحث انسداد باب علم و انفتاح آن فقط در مورد احكام شرعى فرعى مطرح است . درباره انسداد ، سه ديدگاه وجود دارد : 1 . انفتاح باب علم به احكام شرعى ؛ ديدگاه « سيد مرتضى » و پيروان او كه به آنها « انفتاحيون حقيقى » مىگويند اين است كه نسبت به بيشتر احكام شرعى ، باب علم باز است ؛ 2 . انسداد باب علم و انفتاح باب علمى ؛ ديدگاه مشهور اصوليون اين است كه باب علمى ( ظن خاص ) باز است و به همين خاطر به بحث از حجيت ظن مطلق نياز نيست . اين گروه را « انفتاحيون حكمى » مىنامند ؛ 3 . انسداد باب علم و علمى ؛ گروهى از اصوليون متأخر ، هم چون مرحوم « ميرزاى قمى » و اصحاب او ، طرفدار انسداد باب علم و علمى بوده و به حجيت مطلق ظن اعتقاد دارند . اين گروه را « انسداديون حقيقى » مىنامند . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 88 . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ص 143 . خمينى ، روح اللّه ، تهذيب الاصول ، ج 2 ، ص 7 . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 169 . انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 1 ، ص 183 . انسداد باب اجتهاد ممنوعيت دست‌يابى به احكام شرعى از طريق اجتهاد انسداد باب اجتهاد ، به معناى ممنوعيت دست‌يابى به احكام شرعى از طريق اجتهاد است . بيشتر اهل سنت و اخبارىهاى اماميه ، به ممنوعيت اجتهاد و حرمت آن اعتقاد دارند ؛ در مقابل ، اصولىهاى شيعه و تعداد كمى از علماى متأخر اهل سنت به انفتاح باب اجتهاد معتقدند . در مورد تاريخ سد باب اجتهاد ، نظريات متفاوتى ارائه شده است ، اما بيشتر علما معتقدند در اواخر دوران حكومت عباسيان ( اواخر قرن چهارم هجرى قمرى ) ، خليفه عباسى « القادر باللّه » از چهار نفر از فقهاى مذاهب چهارگانه خواست برطبق مذهب خود كتابى بنگارند . « ابو حسين قدورى » مطابق مذهب « ابو حنيفه » ، « ابو محمد عبد الوهاب » مطابق مذهب « مالك بن انس » ، « ماوردى » مطابق مذهب « محمد بن ادريس شافعى » ، و « ابو القاسم خرقى » مطابق مذهب « احمد بن حنبل » رساله‌هايى نگاشتند ، سپس « القادر باللّه » فرمان داد كه مردم فقط طبق آن كتاب‌ها عمل نمايند . « 1 » اما اخبارىهاى از اماميه در قرن يازدهم هجرى به رهبرى مرحوم « ميرزا محمد امين استرآبادى » موجى عليه اجتهاد به راه انداختند ؛ آنها گمان مىكردند اجتهاد موجب متروك شدن نصوص دينى و عناصر خاصه ( اخبار و احاديث ) مىشود . از آنجا كه اخباريون ، در اصول و اجتهاد عناصر مشترك تعمّق نداشتند چنين پنداشتند كه به كارگيرى اجتهاد و اصول در شناخت احكام سبب مىشود تا عناصر خاصه ، ماهيت خود را از دست داده و تبديل به عناصر مشترك شود ، درحالىكه مجتهدان معتقد بودند به كارگيرى اجتهاد و اصول فقهى در استنباط احكام شرعى و موضوعات و حوادث واقعه ، همان بازگرداندن فروع تازه به اصول پايه است و هرگز از چارچوب عناصر خاصه خارج نبوده و هركدام مرحله‌اى در شناخت احكام به حساب مىآيد و داراى اهميت ويژه‌اى است . همان ، ص 309 و 318 . طباطبايى حكيم ، محمد تقى ، الاصول العامة للفقه المقارن ، ص 599 . بحر العلوم ، محمد ، الاجتهاد اصوله و احكامه ، ص 149 و 163 . انسداد باب علم عدم امكان تحصيل يقين در بيشتر احكام شرعى ، در عصر غيبت انسداد باب علم ، به معناى بسته بودن راه‌هاى قطعى دسترسى به بيشتر احكام شرعى در زمان غيبت معصوم عليه السّلام است ؛ يعنى نسبت به بيشتر احكام شرعى تحصيل يقين ممكن نيست .

--> ( 1 ) . جناتى ، محمد ابراهيم ، ادوار اجتهاد ، ص ( 205 - 204 ) .